رویای اتصال حکومت به امام زمان؛ از مجلسی تا خامنهای!
پیام همراهان
در تاریخ ایران، کمتر دورهای را میتوان یافت که دین و سیاست تا این اندازه در هم تنیده باشند. صفویان با رسمیکردن تشیع، نخستین حکومت شیعی متمرکز در ایران را بنیان نهادند و برای تثبیت اقتدار خود به پشتوانه فقه و کلام نیاز داشتند. در این میان، علامه محمدباقر مجلسی، محدث و فقیه نامدار قرن یازدهم هجری، نقشی تعیینکننده یافت. او در اواخر دوران شاه سلیمان و شاه سلطان حسین، با نفوذ معنوی و علمی خود، کوشید سلطنت صفویه را نه صرفاً حکومت دنیوی، بلکه گامی در مسیر ظهور امام زمان معرفی کند. نقل است که گفته بود:
«حکومت صفویه حتماً به حکومت امام زمان متصل میشود.»
این جمله در ظاهر دعایی آرزومندانه است، اما در عمق خود تلاشی برای تقدسبخشی به قدرت سیاسی است؛ نوعی پیوند میان تخت و منبر که در آن پادشاه به «نایب امام» بدل میشود و مخالفت با سلطنت رنگ بیدینی میگیرد.
چنین تصوری از مشروعیت، با گذر زمان دگرگون شد اما از میان نرفت. پس از دورههای قاجار و پهلوی ــ که مشروعیت بیشتر بر نظم دنیوی یا ملیگرایی استوار بود ــ انقلاب ۱۳۵۷ بار دیگر همان الگوی قدیم را زنده کرد. در جمهوری اسلامی، اینبار فقیه حاکم خود را ادامهی ولایت امام زمان معرفی کرد و از زبان رسمی نظام شنیده شد که «ما پرچم را به دست امام خواهیم داد».
از صفویه تا امروز، رؤیای «اتصال حکومت به امام زمان» تلاشی بوده است برای آسمانی کردن قدرت زمینی؛ راهی برای آنکه حاکمیت مشروعیت خود را نه از مردم، بلکه از خدا بگیرد. اما هرگاه قدرت رنگ تقدس گرفته است، مرز میان ایمان و اطاعت سیاسی محو شده و نقدِ قدرت، همسنگ بیدینی تلقی شده است.