فرهنگ لغات علی خامنهای
واژگان در گفتوشنود اجتماعی، مانند سلولهای سازنده بدن یک انسان هستند. نحوه استفاده از واژگان و معناهایی که به آنها نسبت داده میشود، نقش مهمی در شکلدهی به درک ما از واقعیت دارد. نظام ولایت فقیه با رهبری خمینی و خامنهای، به صورتی سیستماتیک، واژگان متعددی را در راستای عقائد فرقهای خود به شکلی بیمارگونه تحریف و از آنان سوء استفاده کرد. در این جا به یازده مورد از کلیدیترین این واژههای تحریفشده اشاره میشود:
یک – «ارزش»/«ارزشها»
واژه ارزش به اصول والای اخلاقی اشاره دارد که ربط بنیادینی به مذهب ندارند. چیزهایی مانند انسانیت، محبت و همدلی، راستگویی و یکرنگی، آزادی و انصاف از نمونههای «ارزش» هستند. فرقه ولایت چنان از این واژه (و مشتقات آن مانند ارزشی، ارزشمدار، ….) سوءاستفاده کرد، که برای بسیاری این کلمه بار منفی گرفت، و تا حدی معنای ضمنی سرسپردگی به فرقه، قلدری، تعصب و لجبازی، خشونت و عبوس بودن، تکبر و خود-حق-بینی پیدا کرده است.
دو – «مستضعف»
شاید دو دهه پیش این واژه به معنی فردی بود که به دلیل بیعدالتی، دچار آسیب اقتصادی یا اجتماعی شده است. فرقه ولایت فقیه در ابتدای عمر خود وعده میداد که هدفش کمک به «مستضعفین» است. اما خامنهای معنای این واژه را با ارائه تفسیر/تحریفی از قرآن تغییر داد و گفت: «مستضعف را بد معنا میکنند… مستضعفین یعنی ائمّه و پیشوایان بالقوّهی عالَم بشریّت» (۱۳۹۸)؛. معنایی که تلویحا، خود او را به عنوان مستضعف «واقعی» معرفی میکرد! نام سازمان «بسیج مستضعفین» نیز با مصادره اموال ایرانیان، عملکرد اقتصادی انحصاری و بدون نظارت ملی، و فساد گره خورده است.
سه – «پیروزی»
مشخص نیست در فرهنگ لغات فرقه ولایت، معنای «پیروزی» دقیقا چیست. به نظر میرسد سرکرده و پیروان این فرقه، هر وضعیتی (حتی شکست خفتباری مانند سوریه) را به مثابه نوعی پیروزی برای خودشان تفسیر و تعبیر و واقعا باور میکنند؛ به طوری که نحوه کاربست این واژه از سوی فرقه دستمایه طنز و جوک میان بخش بزرگی از ایرانیان شده است؛ و در مواردی، اعتبار روایتهای «پیروزی» که در تاریخ دینی این فرقه ذکر شده را نیز زیر سوال برده است.
چهار – «مردم»
به نظر میرسد در دیدگاه خامنهای و پیروان فرقهاش، تنها افراد مانند خودشان «مردم واقعی» ایران بودند، و سایرین در این دایره محسوب نمیشدند. خامنهای در عمل همواره خواستهای اقتصادی و سیاسی و حقوقی بخش بزرگی از ایرانیان را ندید میگرفت، یا با خشونت سرکوب میکرد، در حالی که به نزدیکان و طرفداران خود (خودیها) امتیازات انحصاری و ویژه میداد. خامنهای به صورت مکرر گفته بود که ملاک «شناخت واقعی مردم» و خواست آنها، حضور آنان در صحنههایی مانند راهپیماییهای رسمی (۲۲ بهمن یا روز قدس) است – مراسمی که در آن اقلیت بسیار کوچکی شرکت میکنند.
پنج – «الله»/«خدا»
در میان ایرانیان واژگان متعددی مانند خدا، ایزد، یزدان، یا اهورامزدا برای اشاره به خداوند وجود دارد و برای بسیاری این کلمات معنای منفی ندارند. اما در فرقه ولایت فقیه، کسانی مانند خمینی، خامنهای، لاریجانی، مصباح یزدی و … عنوان «آیتالله» داشتند که به معنی «نشانه خداوند» است. میتوان از خود پرسید این افراد با آن نوع رفتار و گفتار و نتایجی که اعمالشان به همراه داشت، نشانه چه نوع «خدایی» بودند؟ به نظر میرسد تغییر نگرش بخش چشمگیری از ایرانیان به مفاهیمی مانند دین یا خدا، نتیجه مثالهایی است که این «نشانههای» خدا در عمل ارائه دادند.
شش – «حلال»/«حرام»
مشخص نیست این واژگان برای خامنهای چه معنای مشخصی داشتند. در حالی که مامورین فرقه او با خشونت زیادی با دختران با پوشش آزاد (تحت عنوان نهی از منکر) برخورد میکردند، در مراسم نظام از دختران بیحجاب «خودی» برای نمایش اقتدار نظام استفاده تبلیغاتی میشود. در سالهای اخیر، طرفداران فرقه خامنهای در پروندههای متعدد دزدی و فساد (اعمال ظاهرا حرام در اندیشه فرقه) نقش داشتند، و حتی به یاد او شراب مینوشند، بدون آن که برخورد مشخصی با آنان صورت گرفته باشد.
هفت – «اصالت»/«اصیل بودن»
هر مرام و مکتبی چیزی را به عنوان اصالت (اصل بودن) قرار میدهد. مثلا آزادیخواهی، آزادیهای فردی را اصل قرار میدهد، یا «انسانگرایی» بر کرامت انسانی تاکید میکند. در گذشته شیعیان ایرانی چیزهایی مانند توحید یا امامت یا معاد را به عنوان اصل عقائد و ارزشهای خود معرفی میکردند. اما فرقه خامنهای در تعریف «اصالت» برای خود به مفهوم «دشمنی» و نفرت با آمریکا متوسل میشد. خامنهای یکبار درباره ایالات متحده گفته بود: «هر حرکتی که در هر نقطهای از جهان علیه این استکبار [آمریکا] انجام بگیرد، یک حرکت اصیل است.» یا «هر حرکتی که موجب خشم دشمن [آمریکا] شود، عمل صالح است.»
هشت – «اصلاحات»
واژه اصلاحات زمانی در ریشه خود معنای بد و منفی نداشت. اما بخشی از پیروان فرقه ولایت فقیه با نیرنگ و خدعه موفق شدند برای مدتی مردم ایران را با سرابی از «اصلاحات» فریب دهند، و برای نظام وجههای دروغین در جهان کسب کنند. سوءاستفاده این افراد از این واژه چنان شدید بود که به نظر میرسد بخشی از مردم در استفاده از این واژه باید احتیاط کنند تا مخاطب دچار سوءتفاهم در معنای این کلمه نشود.
نه – «پیشرفت»/«قله پیشرفت»
احتمالا خامنهای معنای خاصی از این واژه در نظر داشت، چرا که در حالی که کشور با مشکلات متعدد اقتصادی و امنیتی دست به گریبان بود، از این سخن میگفت که نظام به «قله پیشرفت» نزدیک شده است. با وجود شکستهایی مانند سوریه و …، به نظر میرسید همانند واژههای مردم و پیروزی، او پیشرفت را فقط در چارچوب اهداف فرقهای خودش، و به شکلی عجیب سنجش و درک میکرد.
ده – «امنیت ملی»
فرقه ولایت فقیه بارها برای توجیه سیاستهای منطقهای خود، ادعا میکرد که این اقدامات را برای «امنیت ملی» انجام میدهد. عبارت «عوضش امنیت داریم!» بخشی از این ادعا بود. اما در عمل، ایران هم امنیت اقتصادی و اجتماعی را باخت، هم صحنه عملیات نظامی و اطلاعاتی کشورهای دیگر شد. کشته شدن چهرههایی مانند هنیه یا فخریزاده، یا اشراف اطلاعاتی درباره رفتار سران فرقه و اماکن حساس، نشان از این بود که احتمالا منظور نظام از «برقراری امنیت»، صرفا سرکوب ایرانیان بوده است.
یازده – «شهید»/«جانباز»
فرقه ولایت فقیه که خود زمینهساز کشیده شدن ایران به یک جنگ طولانی با عراق بود، به طرزی بدون ملاحظه تلاش کرد فداکاری سربازان میهن در آن جنگ را به نام خود و عقائد فرقه خود سند بزند. در این مسیر، فرقه عملا دست به مصادره کامل واژگان شهید و جانباز به نفع روایت مطلوب خود کرد، و بخشی از مردم را نسبت به این واژگان بدبین نمود. سالها پس از جنگ، بسیاری از سربازان قدیمی ایران و خانواده شهیدان جنگ خواهان پایان نظام اسلامی هستند، و حتی در موارد متعددی به زندان نیز افتادهاند.