چرا وجود «هواداران متعصب» برای بقای جمهوری اسلامی ضروری است؟

پیام همراهان

در جمهوری اسلامی، تعصب فقط یک ویژگی فرهنگی نیست؛ سوخت موتور بقاست. بدون گروهی از هواداران وفادار و بی‌چون‌وچرا، حکومت نمی‌تواند خود را در برابر موج اعتراض‌ها و بحران‌های سیاسی سرپا نگه دارد.

نهادهایی برای پرورش تعصب

از مدرسه و کتاب درسی گرفته تا صداوسیما و بسیج، همه برای یک هدف کار می‌کنند: ساختن شهروندانی که «ولایت فقیه» را مقدس بدانند و هر نقدی را خیانت بخوانند. سپاه و بسیج نه تنها نیروی نظامی‌اند، بلکه کارخانه تولید هویت ایدئولوژیک هستند.

پاداش وفاداری، تنبیه مخالفت

در این نظام، وفاداری سود دارد. شغل‌های دولتی، امتیازات اقتصادی و موقعیت‌های اجتماعی بیشتر نصیب کسانی می‌شود که در حلقه هواداری بمانند. در مقابل، منتقدان با محرومیت، سرکوب و حتی زندان روبه‌رو می‌شوند. این سازوکار ساده است: «اگر با ما باشی، نان و آب داری؛ اگر نه، حذف می‌شوی.»

رسانه یک‌صدا، مردم یک‌رنگ

صداوسیما و انبوه رسانه‌های حکومتی، روایت رسمی را شبانه‌روز تکرار می‌کنند. اینترنت فیلتر می‌شود، خبرنگار مستقل سرکوب می‌شود، و مخالفان به عنوان «دشمن» معرفی می‌شوند. در چنین فضایی، بخشی از مردم باور می‌کنند که حقیقت همان چیزی است که حکومت می‌گوید. اینجاست که هوادار متعصب به بازوی تبلیغاتی نظام بدل می‌شود.

هواداران به‌مثابه سپر انسانی

این پایگاه وفادار فقط در رسانه حضور ندارد؛ در خیابان هم فعال است. از بسیج دانشجویی تا گروه‌های فشار، هر صدای مخالف را سرکوب می‌کنند. حکومت در لحظه‌های بحران، مثل اعتراض‌های ۸۸ یا ۱۴۰۱، دقیقاً روی همین هواداران حساب باز می‌کند تا فضای عمومی را کنترل کند.

جمع‌بندی

برای جمهوری اسلامی، هوادار متعصب یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. بدون این ستون وفادار، تبلیغات رنگ می‌بازد، سرکوب پرهزینه‌تر می‌شود و بحران‌ها مهارناپذیر. اما جامعه‌ای که بر پایه تعصب اداره شود، مدارا، آزادی و گفتگو را از دست می‌دهد و در چرخه خشونت گرفتار می‌ماند.