خمینی: خانواده شهدا چشم و چراغ این ملتند!
خانوادههای شهدا و جانبازان، حق دارند برای عزیزانشان سوگواری کنند، اما این حق از آنها سلب شده است. جمهوری اسلامی، به جای احترام به رنج آنان، مرگ فرزند یا همسرشان را مصادره کرده و او را به یک «نماد ایدئولوژیک» تبدیل میکند. پدر، مادر یا همسر شهید نمیتوانند عزیزشان را صرفاً به عنوان انسانی که از دست دادهاند به یاد آورند؛ مجبورند او را یک قهرمان بیعیب و نقص ببینند و با روایت رسمی همراه شوند. هیچ گریهای پذیرفته نمیشود و هیچ شکایتی به گوش نمیرسد.
بهسختی میتوان اعتراض کرد. خانوادهها نمیتوانند بپرسند چرا فرزندشان به میدان مین فرستاده شد یا چرا تحت تهییج و تبلیغات قرار گرفت. هر اعتراضی برچسب «بیایمانی» یا «ضد انقلاب» میخورد. در نتیجه، خانوادهها دو بار قربانی میشوند: یک بار با مرگ عزیزشان و بار دیگر با سرکوب صدای خود و ربوده شدن حق بیان حقیقت.
این وضعیت پیامدهای روانی و اجتماعی شدیدی دارد. سوگ ناتمام، خشم فروخورده، افسردگی و بیاعتمادی به نظام تنها بخشی از زخمهای خانوادههاست. نسلهای بعد نیز شاهدند که حقیقت عزیزانشان هرگز گفته نمیشود.
با وجود آنکه خمینی خانوادههای شهدا را «چشم و چراغ ملت» مینامد، این تقدیر ظاهری نمیتواند حقیقت تلخ نقش حکومت در به خاک و خون کشیدن وطن و فرزندانش را پنهان کند. همان حکومتی که با تهییج، تبلیغات و سیاستهای نظامی، جان جوانان را به میدان خطر فرستاد، امروز با الفاظی پرطنین، خود را بیگناه جلوه میدهد و خانوادهها را برای فداکاریهای ناخواسته ستایش میکند. این نوع تقدیر، نه تنها درد و اندوه واقعی خانوادهها را نادیده میگیرد، بلکه ریاکاری آشکار و مصادره عاطفی سوگ آنهاست. سوگ واقعی، اعتراض و حق بیان حقیقت برای خانوادهها همچنان پایمال میشود، در حالی که حکومت با روایت رسمی و ستایش شعاری، هم نقش خود در فجایع را پاک میکند و هم حق طبیعی خانوادهها را ربوده است.