بهجای فحاشی، هوشمندانه و خلاقانه افشاگری کنیم.
پیام همراهان
دیکتاتور از فحش نمیترسد، از آگاهی میترسد؛ زیرا واژهی آگاهانه و خلاق، سلاحی است که مشروعیتش را میسوزاند. فحاشی و هرزهنگاری سیاسی شاید لحظهای خشم و درماندگی ما را تخلیه کند، اما در میدان سیاست، همان چیزی است که استبداد میخواهد. وقتی زبان به ابتذال کشیده میشود، گفتار انتقادی از مسیر روشنگری خارج میشود و مخالف ناخواسته در زمین بازی حکومت قرار میگیرد.
در جمهوری اسلامی، بسیاری از مصادیق فحاشی سیاسی جرمانگاری شدهاند. کافی است منتقدی در خشم از دایرهی احترام بیرون رود تا پروندهای برایش ساخته شود. در سالهای اخیر، بارها دیدهایم که فعالان مدنی نه به خاطر نقدشان، بلکه به اتهام «توهین» محکوم شدهاند. این همان تلهای است که حکومت برای حذف معترضان میگستراند: تخریب اخلاقی، سپس مجازات قانونی.
راه مؤثرتر، افشاگری هوشمندانه و خلاقانه است. افشاگری یعنی نشان دادن دروغ، فساد و خشونت، بدون آلوده کردن زبان به فحش و تحقیر. مخاطب با توهین همدل نمیشود، اما در برابر افشاگری مستند و محترمانه میایستد و میاندیشد. تمسخر آگاهانه، طنز خلاق و روایت دقیق از واقعیت، سلاحهاییاند که نه تنها چهرهی قدرت را بیهیبت میکنند، بلکه سطح گفتوگو را بالا میبرند. (تمسخر آگاهانه و طنز خلاقانه گاهی از شمشیر برندهتر است)
کنشگر اخلاقی کسی است که حتی در برابر بیاخلاقی، شأن گفتار خود را حفظ میکند. فحاشی، تخلیهی خشم فردی است؛ افشاگری خلاقانه، تغذیهی آگاهی جمعی. دیکتاتور از فحش نمیترسد، زیرا فحش چیزی را تغییر نمیدهد؛ اما از آگاهی، خلاقیت و زبانی که مردم را بیدار میکند، همیشه در هراس است.
آگاهی و خلاقیت، مؤدبترین و در عین حال خطرناکترین سلاحها علیه استبدادند.