مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی

آیا شکست دیگری این بار در ام‌القرای اسلامی در پیش است!؟ 

آیت‌الله وحیدخراسانی سال‌ها پیش در جریان جلسه درس خود ناگهان از کوره در رفته و به مسیحیت تاخته بود! او به طور مشخص از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بود که «بساط تبلیغ مسیحیت از کشور برچیده شود». خبرگزاری حوزه که این خبر کوتاه را در تاریخ هجدهم اسفند ۱۳۸۹ تنظیم و منتشر کرده است، از قول وحیدخراسانی می‌نویسد که «من آمار جوانانی که مسیحی شده‌اند را دارم». وحیدخراسانی مدعی شده که پاپ جاهل است و لاطائلات تحویل مسیحیان دنیا می‌دهد و خود مسیحیان باید قیام کنند و قداست عیسی مسیح را به او بازگردانند! 

در عصر جمهوری اسلامی، طبیعتا آمار گرایش‌های دینی یا احیانا گریز از دین را در رسانه‌های رسمی بازتاب نمی‌دهند. این نوع آمار مانند بسیاری از دیگر انواع آمارها، محرمانه است و تنها به سمع و نظر مقامات عالی‌رتبه یا برخی مراجع مذهبی مانند همین وحیدخراسانی می‌رسد. از این حیث، ناظران صحنه که از دسترسی به اطلاعات محرمانه محرومند، چاره‌ای ندارند که از طریق واکنش‌هایی که هر از گاهی از این مقامات یا مراجع سرمی‌زند، برداشتی از آنچه زیر پوست جامعه در جریان است به دست آورند. اگر این نوع گمانه‌زنی‌ها معتبر باشند، خبر این است که مسیحیت مورد اقبال لایه‌های مختلف اجتماعی‌ست. 

یک اظهار صریح‌تر در این مورد، از مقامی که طبیعتا آگاه‌تر است، از محمود علوی وزیر وقت اطلاعات در دست است. محمود علوی که در سال ۱۳۹۸ در میان مبلغان اعزامی برای ماه رمضان سخن می‌گفت اعتراف کرده بود که استقبال از مسیحیت در میان تمامی لایه‌های اجتماعی دیده می‌شود و گسترده‌تر از آن است که بتوان آن را توطئه خارجی محسوب کرد. علوی در این دیدار گفته بود: «افرادی گرایش به مسیحیت پیدا می‌کنند که جزء افراد عادی جامعه هستند. مثلا کارشان ساندویچ‌فروشی و امثال این‌ها بود و خانوادگی مسیحی می‌شدند.» او در ادامه می‌گوید که وزارت اطلاعات این نوکیشان مسیحی را احضار کرده و درباره علت گرایش و علاقه آن‌ها به مسیحیت سوال کرده است. آنچه علوی به عنوان برآیند پاسخ نوکیشان مسیحی می‌گوید احتمالا یک نسخه روتوش‌شده برای استفاده در فضای داخلی‌ست. او گفته بود: «برخی از این افراد عنوان می‌کردند که ما به دنبال دینی هستیم که به ما آرامش بدهد و بین ما صفا و صمیمیت و برادری ایجاد کند… به آن‌ها گفتیم اسلام دین برادری و صفاست. گفتند ما می‌بینیم علمای اسلام و کسانی که پشت تریبون صحبت می‌کنند به طور مداوم علیه یکدیگر سخن می‌گویند، اگر اسلام دین صمیمیت باشد باید قبل از هر چیز بین علمای خود باید صفا و صمیمیت ایجاد کند.» علوی به این ترتیب به متولیان سازمان شیعه در داخل توصیه کرده که به جای پرخاش به یکدیگر، ژست صفا و صمیمیت بگیرند. 

قابل ملاحظه است که استقبال مردم از ادیان دیگر غیر از اسلام، منحصر به مسیحیت نیست و دست‌کم از زبان آیت‌الله سید محمدجواد علوی‌بروجردی شنیده شده است که علاوه بر مسیحیت، به آیین بهدینی هم اقبال وجود دارد. علوی‌بروجردی اسفندماه ۱۴۰۰ گفته بود که «عده‌ای از افرادی که دارند از ما جدا می‌شوند، از مناطق بختیاری نزد من آمده بودند. در بین این برخی جوان‌ها میل بسیار عجیبی به زرتشتی‌گری پیدا شده‌است. بعضی‌ها به من گفته‌اند در قم کلیسای خانگی وجود دارد و تعداد وهابی‌ها زیاد شده است و فعالیتشان گسترده شده و نماز جمعه هم می‌خوانند! عده‌ای هم گویی دارند بودایی می‌شوند! این‌ها مشکلات ماست.» 

با این حال حساسیت آخوندهای شیعه یکی به مسیحیت بیشتر است و دیگری به اتفاقاتی که در قم، یعنی در پایگاه سنتی‌شان در ایران می‌افتد. در ارتباط با حساسیت آن‌ها به مسیحیت شاید یک نگاه کلان به تاریخ تحولات دینی در این منطقه بتواند تبیین‌گر باشد. مسیحیت در حقیقت نزدیک‌ترین دین فراگیر به اسلام است و از حیث اعتقادی به یهودیت می‌ماند. (هر سه از ادیان ابراهیمی‌اند) با این تفاوت که یهودیت آیینی ملی و قومی نیز هست و بنابراین امکان گسترش جهانی ندارد. یهودیت مانند آیین بهدینی یا زرتشتی‌گری، به موروثی‌بودن دین تاکید دارد. یعنی هر دو ادیان قومی (ethnic religions) هستند و بنابراین نمی‌تواند «تبشیری» (missionary/ evangelical) باشند. اما مسیحیت و اسلام هر دو تبشیری هستند و امکان گسترش از راه تبلیغ دارند. برخی پژوهشگران حتی معتقدند که اسلام در خاستگاه اولیه خود از جریان‌های مسیحی منشعب شده است و تا حد زیادی واکنش به روایت کلیسای بیزانس و کلیسای واتیکان از عیسی مسیح و چگونگی هستی‌شناختی وجود مسیح است. به عنوان نمونه، آرمین لنگرودی این دیدگاه را بسط می‌دهد که امواج ارتداد در مسیحیت، اسلام امروزی را برساخته است. در این ارتباط می‌توانید به کتاب «ارتداد در مسیحیت» رجوع کنید. حتی اگر این دیدگاه تاریخی در مجموع نادرست باشد، رقابت این دو دین – اسلام و مسیحیت – تاریخ درازی دارد که قابل انکار نیست. 

اما حساسیت به گسترش ادیان دیگر در قم معلول اهمیت تاریخی و سنتی این شهر است که برای شیعیان مقدس محسوب می‌شود. بر همین اساس طیفی از واکنش‌ها را شاهدیم که به تحولات دینی در قم مربوط می‌شود. بنا به گزارش محبت‌نیوز محمود محمدی عراقی در مقام رئیس دفتر ولی فقیه در یک سخنرانی در قم در فروردین ۱۴۰۴ گفته بود: «دشمنان اسلام با دو عامل زن و شراب مسلمانان را منحرف کردند و حتی برخی مسیحیان باغ انگور را برای فراهم‌سازی شراب جهت در اختیار قراردادن جوانان وقف می‌کردند تا از این طریق اسلام را از میان بردارند.» همین محبت‌نیوز چهار سال پیش از این تاریخ گزارش داده بود که امام جمعه قم، محمد سعیدی، در نوزدهم آذرماه گفته است دشمن می‌خواهد از طریق گسترش فساد، شهر قم را نابود کند اما چنین اتفاقی نخواهد افتاد. او اتفاقا در ادامه به سوابق تاریخی شکست اسلام‌گرایی از مسیحیت کاتولیک در قلمرو اروپا هم اشاره کرده است: «دشمنان به‌ویژه صهیونیست‌ها دست به کار شدند تا انتقام‌های خود را به‌ویژه از زنان بگیرند و آن‌ها را از ارزش‌های عفاف و پاکدامنی جدا کنند، به ابتذال بکشانند و غیرت جوانان را از بین ببرند و همان فاجعه‌ای که در اسپانیا رقم زدند و مسلمانان را شکست دادند را تکرار کنند.» 

مطابق با اصل سیزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی، مسیحیت از ادیان اهل کتاب محسوب شده و بنابراین کاملا قانونی‌ست. با این حال، مقامات جمهوری اسلامی با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، نوکیشان مسیحی را به زندان‌های طویل‌المدت محکوم می‌‌کنند. در ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی آمده است که هر گونه فعالیت تبلیغی مغایر یا مخل شرع مقدس اسلام مستوجب مجازات است. با توجه به اینکه تعبیر «مخل» (اختلال‌گر) قابل تفسیر است و مغایرت تبلیغ مسیحیت هم با اسلام بدیهی به نظر می‌رسد، بنابراین قضات بیدادگاه‌های اسلامی می‌توانند در برابر استقبال مردم از مسیحیت با این حربه اختلال ایجاد کنند. پیش از این مهسا بدیعی – که در کانال یوتیوبی آوای بوف، محتواهای آموزشی غیردینی مانند کتاب «منشا انواع» چارلز داروین یا مطالب انتقادی احمد کسروی را خوانده بود – با استناد به همین قانون به زندان محکوم شد. گفت‌وشنود گزارش می‌کند که در ماه مارس سال ۲۰۲۵ مسیحی (فروردین ۱۴۰۴) هم به استناد این قانون، شهروندان مسیحی به حبس‌هایی گاه ده ساله یا بیش‌تر محکوم شده‌اند.