الگوی زنان دو عالم یا ابزار قدرت؟ نگاهی به تصویری از فاطمه زهرا در جمهوری اسلامی

پیام همراهان

جمهوری اسلامی سال‌هاست تبلیغ می‌کند که «فاطمه زهرا الگوی زنان دو عالم است». اما این تصویر دقیقاً چه معنایی دارد؟ زمانی که حکومت ویژگی محوری فاطمه زهرا را «حمایت از ولایت» معرفی می‌کند، او به‌عنوان یک انسان تاریخی با زیست واقعی دیده نمی‌شود، بلکه به ابزاری برای تثبیت نظم سیاسی بازسازی می‌شود. در این چارچوب، «حمایت از ولایت» فضیلتی اخلاقی نیست؛ بلکه رمزی سیاسی برای اطاعت و پذیرش تداوم ساختار قدرت است.

این روایت یک‌سویه، زنان را به الگویی هدایت می‌کند که از پیش توسط نهادهای قدرت تعریف شده و هیچ فرصتی برای نقد، انتخاب آزاد یا عاملیت فردی باقی نمی‌گذارد. در مقابل، جهان پر است از زنانی که با شجاعت و اثر ملموس، الهام‌بخش شده‌اند: ماریا مونتسوری که نظام آموزش جهان را متحول کرد، برندگان جایزه صلح نوبل که برای عدالت و صلح ایستادند و زنان معاصر ایران و جهان که برای حقوق بشر و آزادی‌های مدنی تلاش می‌کنند.

نمونه‌های برجسته امروز ایران، نرگس محمدی و فاطمه سپهری هستند؛ زنانی که با ایستادگی در برابر بی‌عدالتی و استبداد، صدایشان را فراتر از مرزها رسانده‌اند. آنها به جای سکوت، هزینه داده و به جای تمکین، انتخاب کرده‌اند که صدای زنان و جامعه را بلند کنند. تفاوت اینجاست که قدرت‌های رسمی نمی‌خواهند چنین الگوهایی برجسته شوند، زیرا کنترل و بازتولید احساسات جمعی را دشوار می‌کنند.

تحلیل تاریخی و مقایسه‌ای نیز نشان می‌دهد که محدود کردن یک الگو به تصویر سیاسی–مذهبی خاص، ویژهٔ ایران معاصر نیست، اما در جمهوری اسلامی به شدت افراطی است؛ شبکه‌ای از نهادها، مناسک و تبلیغات، تصویری یک‌بعدی و تثبیت‌شده ارائه می‌دهد که همزمان هویت دینی و مشروعیت سیاسی را بازتولید می‌کند.

در نهایت، مسئله انتخاب الگو، نباید به یک روایت محدود و مهندسی‌شده تقلیل یابد. جامعه حق دارد زنان و مردان الهام‌بخش را خودش انتخاب کند؛ کسانی که نه ابزار تثبیت قدرت، بلکه یادآور شجاعت، خرد، آزادی و کرامت انسانی باشند.