وقتی دین و قدرت مردم را تحت کنترل میگیرند
پیام همراهان
«خیلی وقتها در سنتهای دینی به ما یاد دادهاند که باید همیشه فروتن باشیم و خود را ضعیف و خطاکار ببینیم. دعاهایی مثل:
«انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر»
نمونهای از همین نگرش است.
اگر این آموزهها درست فهمیده نشوند، نتیجه میتواند احساس گناه مرضی باشد:
خود را همیشه سرزنش کنیم، حتی برای چیزهای کوچک.
نیازها و ضعفهای انسانی را نادیده بگیریم یا تحقیر کنیم.
در نتیجه، نمیتوانیم با خود مهربان باشیم و شفقت به خود را تجربه کنیم.
در واقع، باید توجه داشت که شفقت به خود مفهومی مدرن است و در رویکردهای دینی و سنتی جایگاه مستقلی ندارد. سنتها بیشتر بر فروتنی، انکسار و احساس تقصیر تأکید دارند، نه بر پذیرش و مهربانی با خود، چیزی که روانشناسی مدرن به نام self-compassion معرفی کرده است.
روانشناسی مدرن و نظریه تحلیل رفتار متقابل اریک برن به ما نشان میدهد که وضعیت روانی سالم یعنی:
«من خوبم و تو هم خوب هستی» – I’m OK / You’re OK
اما مسئله فقط روانشناختی نیست. وقتی مردم دائم احساس گناه و ناتوانی کنند، نظامهای قدرتمحور و تمامیتخواه از آن سود میبرند:
افراد راحتتر تبعیت میکنند
کمتر سؤال میکنند و کمتر علیه کنترل یا دستورها مقاومت نشان میدهند
به عبارت دیگر، شکل خاصی از دینداری که افراد را در چرخهای از احساس گناه مرضی نگه میدارد، هم به نفع کسانی است که میخواهند قدرت و سلطهشان حفظ شود، هم جلوی رشد شخصیت و عزت نفس فردی را میگیرد.
پیام نهایی:
فروتنی و ایمان ارزشمندند، اما خودتحقیرگری و احساس گناه مرضی خطرناکاند. ایمان واقعی یعنی مسئولیت اخلاقی داشته باشیم و همزمان:
با خود مهربان باشیم
ارزش خود را حفظ کنیم
از تبعیت بیچونوچرا و سلطهپذیری کورکورانه فاصله بگیریم.»