چرا باید به پیامبران اعتماد کنیم؟ نگاهی از زکریای رازی تا به امروز

زکریای رازی، پزشک و فیلسوف برجسته ایرانی، تنها در علوم طبیعی پیشگام نبود؛ او جرئت داشت بنیادهای ایمان دینی را نیز به پرسش بکشد. پرسش او این بود: اگر خدا حقیقتی برای بشر دارد، چرا باید آن را از طریق پیامبر منتقل کند؟ و چه معیاری وجود دارد که به پیامبران اعتماد کنیم؟

این پرسش در پرتو آیات قرآن روشن‌تر می‌شود. مومنان می‌گویند: «سمعنا و أطعنا» و در آیه‌ای دیگر آمده است: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم». این آموزه‌ها نشان می‌دهد که در سنت دینی، اطاعت از پیامبران و حاکمان مشروع بخشی از نظام اجتماعی و اخلاقی است. اما آیا شنیدن و اطاعت بی‌چون‌وچرا کافی است؟

رازی معتقد بود وحی تجربه‌ای شخصی است که برای دیگران تنها به صورت «ادعا» عرضه می‌شود. اعتماد صرف به شنیده‌ها بدون سنجش عقلانی می‌تواند خطرناک باشد. حتی وقتی انسان به پزشک مراجعه می‌کند، توصیه‌ها و درمان‌ها را صرفا به دلیل عنوان «پزشک» نمی‌پذیرد؛ بلکه آن‌ها را با مدارک و تجربه علمی می‌سنجد. این قیاس نشان می‌دهد که اعتماد واقعی به هر مرجعی—چه دینی، چه علمی—باید بر اساس شواهد و سنجش عقلانی باشد، نه صرفا بر اساس ادعا یا موقعیت.

اعمال آیه‌ «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» در برخی نظام‌های سیاسی، از جمله جمهوری اسلامی، نشان می‌دهد که اطاعت از مرجع دینی به ولی فقیه تسری یافته و از شهروندان طلب می‌شود. این نمونه جنبه محدودکننده و منفی اطاعت بی‌چون‌وچرا است که آزادی اندیشه را محدود می‌کند. در عین حال، تاریخ نشان می‌دهد پیامبران نقش الهام‌بخش و مثبت در اصلاح اجتماعی، عدالت‌خواهی و هدایت اخلاقی داشته‌اند. بررسی هر دو جنبه اهمیت نقد عقلانی رازی را روشن می‌کند.

زکریای رازی نشان داد که اعتماد به پیامبران باید بر عقل و تجربه استوار باشد، نه صرفا بر اطاعت کورکورانه. شنیدن یک ندا یا تسری قدرت پیامبر به حاکمان سیاسی، بدون سنجش عقلانی، زمینه محدودیت آزادی اندیشه را فراهم می‌کند. بازخوانی اندیشه او یادآور این پرسش است: آیا اطاعت واقعی بدون ارزیابی عقلانی ممکن است؟