زوندر کماندو؛ در جهنم اتاق‌های گاز

داستان این کتاب سرگذشت واقعی نویسنده کتاب است که در بیست و یک سالگی به همراه خانواده خود در یونان به جرم یهودی بودن توسط نیروهای نازی دستگیر شد. این جوان در بدو ورود به اردوگاه‌های مرگ‌بار در گروهی به نام زوندر گمارده شد که وظیفه داشتند جنازه‌های مقتولان را از اتاق‌های گاز جمع کنند و این قتل‌گاه را برای گروه بعدی آماده کنند.

شلومو، نویسنده کتاب، از معدود کسانی است که نهایتا توانست از این گروه و اردوگاه فرار کند و با شهادت خود در دادگاه سند زنده‌ای باشد بر جنایات رخ داده در آن دوران. این کتاب توسط کتابخانه اینترنتی علاءالدین به فارسی برگردانده شده است. در توضیح این کتاب در کتابخانه علاءالدین آمده است:

کتاب «زوندرکماندو» به قلم شلومو ونتسیا شهادتی است بی‌همتا از فجایع هولناکی که در بطن ماشین کشتار نازی به وقوع پیوست، از زبان مردی که قرار نبود از اردوگاه مرگ آشویتس، این دوزخ روی زمین، زنده خارج شود. باز می‌گردیم به گذشته: در آغاز بهار سال ۱۹۴۴ شلومو ونتسیا جوانی است ۲۱ ساله، سرزنده و با دل و جرئت که همراه با مادر، برادر و سه خواهرش در یک محله فقیرنشین یهودی در شهر سالونیک یونان زندگی می‌کنند. فاجعه ناگهان همچون صاعقه بر سر این خانواده که از ایتالیا به سالونیک مهاجرت کرده‌اند، نازل می‌شود: ارتش اشغالگر آلمان دستور می‌یابد کلیه یهودیان یونان را به اردوگاه‌های نازی در لهستان منتقل کند. شلومو و سایر اعضای خانواده‌اش دستگیر و در اولین کاروان اعزامی از آتن راهی اردوگاه آشویتس می‌شوند. مادر و دو خواهر نوجوان شلومو به محض ورود قطار به آشویتس، به اتاق گاز فرستاده می‌شوند، اما نازی‌ها شلومو را در «زوندرکماندو» سازماندهی می‌کنند: این «یگان‌های ویژه» مرکب از زندانیان مرد یهودی می‌بایست اجساد قربانیان را از اتاق‌های گاز تخلیه کنند و آن‌ها را در کوره‌ها بسوزانند. آلمانی‌ها برای جلوگیری از درز اطلاعات سیستمی ایجاد کرده بودند که هر سه ماه یکبار اعضای زوندرکماندو را با نیروهای تازه‌نفس جایگزین کرده و قدیمی‌ها را روانه اتاق‌های گاز کنند و این کار تنها در ماه‌های نهایی جنگ مختل شد. به این ترتیب شلومو ونتسیا از معدود بازماندگان یگان‌های ویژه آشویتس است که با لحنی عاری از احساسات تجربه هولناکش را بازگو می‌کند: از زندگی روزمره در اردوگاه تا رود بی‌پایانی از مردان، زنان و کودکان که پس از ورود به اردوگاه در قطارهای باربری، به سوی مرگ در اتاق‌های گاز هدایت می‌شدند، و همچنین قیام نومیدانه و خونین اعضای زوندرکماندو در اکتبر ۱۹۴۴.

«داستان شلومو ونتسیا حقیقتا تکان‌دهنده است؛ چرا که این یگانه شهادت کاملی است که از یک بازمانده “زوندرکماندو” در دست است. قدرت این شهادت مرهون نویسنده‌ای است که با صراحت و صداقتی ستودنی آن را بیان داشته است. او با کلماتی ساده به چهره‌های رنجور و نگاه‌های بی‌فروغ، امیدباخته و وحشت‌زده مردان، زنان و کودکانی که تنها یک بار، آخرین بار، آن‌ها را دیده بود، جان بخشیده است.» سیمون وی، بازمانده هولوکاست، نخستین رییس منتخب پارلمان اروپا.