«… عزم جدی در پوشاندن عورت در زنان و مردان وجود نداشت! قبح برهنگی نزد آنان شکسته بود و به عبارت دقیقتر، قبحی وجود نداشت که بخواهد شکسته شود!»
این جملات را در کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر» در همان مقدمه که نویسنده ساختار کتاب خود را توضیح میدهد (ص۹ نسخه دیجیتال کتاب) خواهید یافت. نویسنده که منابع مختلفی را برای درک چگونگی پوشش مردمان عصر پیامبر پژوهیده است، از همان ابتدا خیلی روشن میگوید که ذهنیت امروز ما درباره پوشش مردم شبهجزیره در آن مقطع زمانی، کاملا نادرست است و در نتیجه، درک درست اوامر شارع هم به بیراهه رفته است. در واقع، اگر زمینه یا بافت اجتماعی یک پدیده (اینجا اسلام و دستوراتش) را به درستی درک نکنیم، آن پدیده را هم سوتعبیر خواهیم کرد.
از دیدگاه امیرحسین ترکاشوند، نویسنده کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر»، واقعیت این است که اگر سوار بر ماشین زمان میشدیم و به آن عصر میرفتیم، از دیدن این همه آدم برهنه و بیمبالات در شگفت میشدیم. نویسنده سعی میکند با استناد به منابع تاریخی و روایات موجود، مردمان آن عصر را از حیث کیفیت پوشش و لباسی که داشتند پیش چشمان ما مجسم کند. به تعبیر ترکاشوند، مردمان آن زمان شبهجزیره، لباس نادوخته داشتند؛ یعنی اصولا لباس در معنایی که ما میشناسیم و محصول دوخت و دوز است، استفاده نمیکردند. لباس آنها چیزی در حد یک پارچه روانداز یا لُنگ امروزی بود و صحنه طواف حاجیان دور خانه خدا در مکه، که لباس «اِحرام» میپوشند، تصویر نسبتا خوبی از پوشش آن مردم به دست میدهد؛ اما جالبتر و عجیبتر اینکه طواف خانه خدا را معمولا در برهنگی کامل انجام میدادند و از این حیث تمایزی میان زن و مرد نبود. ترکاشوند مینویسد:
«شگفتآور آن است که ایشان در جریان اعمال حج، به صورت عریان و برهنه مادرزاد بر گرد معبه طواف میکردند…» (ص۱۲)
برای این شکل از طواف، توجیه زبانی (رتوریکی) هم وجود داشت: با جامهای که با آن گناه کردهایم، گرد خانه خدا نمیگردیم! زنان گاهی در شب طواف میکردند تا کمتر دیده شوند و اگر در طول روشنایی روز چنین میکردند، دستی را بر جلوی خود، و دستی را بر پشت میگذاشتند، تا مثلا خود را پوشانده باشند! ترکاشوند میگوید چون روانداز و دامن کوتاهی که زنان و مردان آن دوره میپوشیدند، یا بهتر بگوییم، بر خود میانداختند، طبیعتا صحنههای اروتیکی در رکوع و سجود نماز تولید میکرد، پیامبر از جایی به بعد صف مرد و زن را جدا کرد و حتی از زنان خواست که پشت سر مردان نماز بخوانند و کمی دیرتر سر از سجده بردارند تا اندامهای محرمانه مردان را نبینند! جدایی قسمت زنانه از مردانه در مساجد و به گاه برگزاری نماز جمعه، ظاهرا چنین خاستگاهی دارد اگر تحلیل نویسنده از منابعی که به آن دست یافته، درست بوده باشد.
اگرچه منابع نویسنده منحصرا ادبیات دینی نیست، اما چنین پژوهشی مانند بسیاری از پژوهشهای دیگر عملا از ادبیات دینی «افسونزدایی» میکند و شکاف بزرگی را نشان میدهد که میان تصورات مردم با حاق واقعیت وجود داشته است. در هر نوع تحلیل علمی و غیرجانبدارانه، یعنی برخلاف آن چیزی که حوزههای «علمیه» آن را «ترویجی» و تبلیغی میخوانند، طیفی از کلیشههای ذهنی به مخاطره میافتد و به همین علت، ممکن است موجب تشویش اذهان باورمندان شود. آشناترین شکل این آشناییزدایی از صدر تاریخ سنت، برای مردمان امروزی زمانیست که به سینما میروند تا فیلمی راجع به یکی از پیامبران یا قدیسان ببینند. حتی در غرب آزاد هم چنین فیلمهایی علیرغم احتیاطهایی که معمولا میشود، با اعتراض کلیسا و متعصبان مذهبی مواجه میشود. در کشور ما که مضامین برخاسته از ادبیات دینی، کارکرد سیاسی تند و تیزی پیدا کرده است و به نان و آب کسان زیادی هم مبدل شده، امیر ترکاشوند چارهای ندیده است که در صفحه دوم کتاب خود یادآور شود که این کتاب برای محققان دینیست و نباید انتشار عمومی یابد و حتی تدارک خبر از محتوای آن را هم جایز ندانسته است! موضعی که کاملا قابل درک است اما ظاهرا به بیش از یک دهه پیش برمیگردد و نویسنده بعدها این ملاحظه را خود کنار گذاشته است و تن به مخاطرات این نوع «اجتهادات علمی» سپرده است.
کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر» صرفنظر از پیشگفتار، سه بخش دارد: یکم: حجاب پیش از اسلام و واکنش مسلمانان دوم: در سایه قرآن و سوم: مباحث فقهی (بررسی تطابق آرا فقهی با میزان حجاب شرعی در عصر پیامبر) به طور کلی، هدف پژوهشگر تحقیق وضع واقعی پوشش در میان مردمان شبه جزیره بوده است تا در پرتو آن آیات قرآن و مواضع فقهای مختلف را در تفسیر اوامر پیامبر اسلام روشن سازد. تالیف این کتاب به سالها پیش از خیزش مهسا امینی بازمیگردد و برای ما ایرانیان که افزایش خشونتهای سازمانیافته علیه زنان و پوشش آنها در عرصه عمومی را به استناد دین و اخلاق شاهد بودهایم، مطالعه محتوای این کتاب هم موجب تعجب، و هم تاسف عمیق خواهد شد؛ تاسف عمیق از اینکه تا چه حد دکانداری سیاسی میتواند علیه حقیقت باشد و وقتی که رنگ و بوی دینی بگیرد، تا چه حد میتواند در شرارتپیشگی، سماجت ورزد. ناشر همان مولف است و تاریخ اولین انتشار آن اردیبهشت ۱۳۹۰ اعلام شده است.
تیم پژوهشی گفتوشنود مطالعه این اثر را به پژوهندگان ادبیات دینی، به دانشجویان تاریخ ادیان و مطالعات دینی، و به علاقهمندان مقوله «حجاب اسلامی» پیشنهاد میکند.