نصرت کریمی؛ قربانی تعصب دینی

نصرت کریمی می‌گوید که وقتی انقلاب شد به من گفتند که برای نوشتن سناریوی فیلم «محلل» باید دست راستت قطع شود و برای بازی و کارگردانی این فیلم هم باید خودت اعدام شوی!

نصرت کریمی از هنرمندان سینمای پیش از انقلاب اسلامی که بسیاری از مردم او را برای بازی در سریال محبوب «دایی‌جان ناپلئون» در نقش «آقاجان» (پدر سعید راوی داستان) می‌شناسند، چند فیلم هم ساخت و کارگردانی کرد که دو تای آنها از دید تماشاگران و هم منتقدان سینما، موفقیت بسیاری کسب کرد. این دو فیلم که خود کریمی در آنها نقش اول را ایفا کرد، یکی «درشکه‌چی» بود و دیگری فیلم «محلل.» هر دوی این فیلم‌های کمدی مایه‌های نقادانه داشتند و مناسبات اجتماعی و باورهای متعصبانه مذهبی را به بوته نقد می‌گذاشتند.

در مجموعه‌ای که خانواده نصرت کریمی در کانال یوتیوبی – به همین نام – از او انتشار داده‌اند، پیرمرد سینمای ایران که مانند بسیاری از هنرمندان دیگر همه جایگاه خود را با انقلاب اسلامی از دست داد، نشسته و از زندگی حرفه‌ای خود می‌گوید. هنر قصه‌گویی این هنرمند فقید را در همین مجموعه هم می‌توان دریافت. از نکات بسیار جالب، آموزنده و البته تاسف‌بار، ماجرای فیلم «محلل» است که هم قبل انقلاب اسلامی و هم بعد آن، دردسرهای فراوانی برای او ایجاد کرد. به ویژه که تهیه‌کننده این فیلم، مهدی میثاقیه، بهایی بود و همین هر دوی آنها را در معرض حملات بی‌رحمانه اسلام‌گرایان قرار داد.

در فقه اسلامی، مردی که زن خود را سه بار طلاق داده باشد، دیگر اجازه بازگشت به او ندارد. این قاعده جایی تخصیص می‌خورد که زن سابق او، با کس دیگری وصلت کرده باشد و آن وصلت هم – به هر دلیلی – بدفرجام بوده باشد. در این صورت، امکان شرعی زندگی دوباره با آن زن سابق هست. مردی که در زمان فی‌مابین با آن زن، مدتی در قید ازدواج بوده است، «محلل» نامیده می‌شود. این واژه که تحت‌الفظی به معنای «حل‌کننده مشکل» است، از این حیث به این مرد اطلاق می‌شود که امکان رجوع دوباره پس از «طلاق ثلاثه» را عملا فراهم می‌کند. اما – چنانکه کریمی در این مجموعه در دفاع از پیام فیلم خود می‌گوید – همین امکان فقهی، زمینه را برای فساد دفاتر ازدواج فراهم کرده بوده است: برخی سردفترداران کسی را به عنوان «محلل» معرفی می‌کرده‌اند که فقط یک شب به طور صوری با زنی که سه بار طلاق داده شده، ازدواج کند و یک شب هم اجازه همخوابگی داشته باشد، به شرط آنکه فردا زن را طلاق دهد تا شوهر سابق او بتواند شرعا دوباره با او ازدواج نماید!

از اولین کسانی که به فیلم «محلل» (ساخته شده در ۱۳۵۰)‌ واکنش نشان داد و به حکم بهایی بودن مالک استودیوی فیلم‌سازی میثاقیه، اتهاماتی سنگینی متوجه سازندگان فیلم کرد، مرتضی مطهری بود. نصرت کریمی در مجموعه‌ی پیش‌گفته گزارش می‌کند که به مقاله مطهری، محترمانه پاسخ داده و حتی به وساطت دوستی که با او رفت و آمد داشت، زمینه آشنایی از نزدیک را هم با مرتضی مطهری فراهم می‌کند. اکران این فیلم که با واکنش متعصبین مذهبی مواجه شده بود، موقتا به دستور ساواک متوقف می‌شود اما دوباره نمایش آن از سر گرفته می‌شود. در حالی که به نظر می‌رسید با توضیحات نویسنده و کارگردان (نصرت کریمی) همه‌چیز به خوبی و خوشی پایان یافته، و یکی از موفق‌ترین آثار سینمایی ایران با مایه‌های نقادانه به آرشیو فیلم‌های ستودنی منتقل شده است، گرفتاری کریمی و میثاقیه پس از پنجاه و هفت، تازه آغاز می‌شود: هر دو در معرض اجرای حکم اعدام به جرم توهین به مقدسات اسلامی قرار گرفتند!

مهدی میثاقیه از موفق‌ترین سینماگران ایرانی پیش از انقلاب اسلامی بود که دو سینمای فرهنگ و کاپری را هم در مالکیت خود داشت. او مالک استودیوی فیلمسازی میثاقیه هم بود. کریمی توضیح می‌دهد که پس از بازگشتش به ایران در سال ۱۳۴۳ میثاقیه مانند اغلب دست‌اندرکاران هنرهای نمایشی به استقبال او آمد و درخواست همکاری داشت. برخورد اول آنها ناموفق و حتی برای کریمی، برخورنده بود. اما پس از موفقیت فیلم «درشکه‌چی»، میثاقیه دوباره به او رجوع می‌کند و درخواست همکاری دوباره می‌دهد. کریمی می‌گوید کبریتی نشان داد و گفت: «تو اصلا استودیوی من را آتش بزن!» محصول همکاری آنها فیلم «محلل» بود که نزدیک بود به بهای جان هر دو تمام شود!

پس از پنجاه و هفت، نصرت کریمی و مهدی میثاقیه یکدیگر را در زندان اوین ملاقات می‌کنند! کریمی در همین مستند توضیح می‌دهد که برای نجات میثاقیه از حکم اعدام به مقامات دادستانی گفته است که ایده فیلمنامه و ساخت آن همگی از من بوده، و میثاقیه هیچ نقشی در سفارش این مضمون نداشته است. در فضای مجازی این داستان اشاعه داده شده است که کریمی برای نجات خود و میثاقیه، او را به تغییر کیش به تشیع دعوت کرده و میثاقیه با تغییر کیش از ایمان بهایی به تشیع، عملا جان خود را نجات داده است. این داستان چه درست باشد چه نه، این هر دو جان به‌در می‌برند اما برای همیشه از کار در سینما محروم می‌گردند. میثاقیه که از ثروتمندترین و موفق‌ترین سینماگران پیش از انقلاب اسلامی بود، تمامی اموال خود را از دست می‌دهد. سینما کاپری مصادره شد و استودیو میثاقیه هم مصادره و به بنیاد سینمایی فارابی تبدیل گردید! او در فقر و بی‌چیزی در سال ۱۳۷۰ در سن شصت و پنج سالگی جهان را بدرود می‌گوید.

نصرت کریمی که یکی دیگر از هنرمندان قربانی تعصب مذهبی‌ست، در آذرماه ۱۳۹۸ در سن ۹۴ سالگی در حالی جامعه هنری ایران را ترک کرد که در سالهای آخر عمر به پرورش کاکتوس مشغول بود و تندیس می‌ساخت و هرگز اجازه کار مجدد – علیرغم تلاش کسانی مانند اصغر فرهادی – پیدا نکرد.

تیم پژوهشی گفت‌وشنود به تمامی علاقه‌مندان هنرهای نمایشی، و به ویژه به پژوهشگران رابطه هنر با نقد دین، تماشای مجموعه ارزشمندی را که فرزند شادروان نصرت کریمی، بابک کریمی با همکاری مهرداد اسکویی تهیه کرده است، پیشنهاد می‌کند. این مجموعه که تاکنون پنج قسمت از آن منتشر شده، در کانال یوتیوبی Nosrat Karimi Films به رایگان در دسترس است. نام قسمت‌های مختلف تاکنون انتشار یافته، به شرح زیر است:

قصه اول: تئاتر ایران

قصه دوم: سال‌های دور از خانه

قصه سوم: آتش درون

قصه چهارم: ستاره شدن

قصه پنجم: انجیر معلق

به امید آزادی برای ایران و ایرانیان.