محمدرضا عارف که به عنوان معاون اول دولت فعالیت میکند در تاریخ ۲۲ اَمرداد ۱۴۰۳ در یک سخنرانی چنین مدعی شد:
«جامعه ما از نظر روانی، آمادگی زعامت، هدایت و رهبری زنان را ندارد. در خانه هم همین است. ببینید نگاهی که به زن میشود یا نگاهی که خود خانمها به آقای منزل میکنند، به پسرها به شوهران چیست؟ در جامعه که میآیی هنوز بعد از چهار دهه از پیروزی انقلاب، چالش جدی داریم برای حضور زنان در برخی مجامع ورزشی و اجتماعی».
عارف در حالی مدعی میشود جامعه ایران آمادگی هدایت و رهبری زنان را ندارد که این جامعه بارها ثابت کرده است زنان را در عالیترین مقامات پذیراست و زنان ایرانی نیز نشان دادهاند در عالیترین مقامات میتوانند بهترین کاراییها را داشته باشند.
پیش از انقلاب بهمن ۵۷، زنان بسیاری در مقامات عالی کشور حضور داشتند. میتوان از حضور مهناز افخمی به عنوان وزیر امور زنان گفت یا میتوان از حضور زندهیاد فرخرو پارسا به عنوان وزیر آموزش و پرورش گفت. یا میتوان به انتصاب شهبانو فرح پهلوی به عنوان نائبالسلطنهی کشور یاد کرد که ایشان را فرادست مقامات لشکری و کشوری قرار میداد. همچنین پیش از انقلاب بهمن ۵۷ دهها زن به عنوان وکیل و مدیرکل و معاون وزیر در مناصب مختلف حضور داشتند.
جدای از زنانی که در جایگاههای دولتی حضور داشتند میتوان از زنانی یاد کرد که تحولات مثبت اجتماعی را رقم میزدند و به عنوان نمونه میتوان از زندهیاد مهرانگیز منوچهریان یاد کرد که به شاهماهی زنان حقوقدان ایرانی مشهور است و قانون درخشان خانواده که حقوق زنان را تا حد قابل توجهی تامین میکرد توسط او و پیگیریهای او بود که تصویب شد. البته حمایت پادشاهی پهلوی از این قانون نیز وجود داشت ولی کنشگری مهرانگیز منوچهریان بود که پیشرفتهای درخشان در عرصه حقوقی برای زنان ایرانی رقم زد.
در تاریخ باستانی ما نیز زنان به جایگاه پادشاهی رسیده بودند و اساسا همیشه در ایران زنان از جایگاهی ویژه برخوردار بودند چنانکه میتوان از روز سپندارمذگان یاد کرد که به نوعی قدیمیترین روز زن در جهان بود و ایرانیان آن را برای پاسداشت زمین و زن و زندگی و زایندگی ترتیب داده بودند.
حتی در عرصهی پس از انقلاب ۵۷ نیز علیرغم آپارتاید جنسیتی، زنان باز در عرصهی جامعه توانایی بسیار از خود نشان دادند و همیشه از حمایت اکثریت جامعه نیز برخوردار بودند تا جایی که در جریان خیزش سال ۱۴۰۱ یکی از شعارها «زن زندگی آزادی» بود.
آقای عارف بر اساس چه سندی ادعا میکند که جامعه ایران آمادگی هدایت و رهبری زنان را ندارد؟