معرفی فیلم ۱۴- مکس دیوانه؛ گذرگاه خشم

مکس می‌گه باید از همان راه که اومدیم برگردیم! به شما اطمینان می‌دم که اگر ۱۶۰ روز از این جهت برید، چیزی جز نمک پیدا نمی‌کنید!

بین همراهان فیوریوسا همهمه می‌افته و هر کس چیزی می‌گه! یکی یادآوری می‌کنه که ایمورتان جو ( جوی نامیرا ) بر آب‌های شفاف منطقه قلعه (The Citadel)  تسلط داره و اگر ما برای آب اونجا بریم، ناچاریم سلطه ایمورتان جو رو تحمل کنیم! ما در واقع به مایملک اون تبدیل می‌شیم! یکی دیگه می‌گه عوضش آب گوارا خواهیم داشت و چیزی نیست اگر از ارتفاع نترسیم!…

مکس که کمی جلوتر به فیوریوسا گفته بود امیدواری یک اشتباهه، می‌بینه که مردم پشت سرشون، برای تایید یک امیدواری آبکی چیزهایی سرهم می‌کنند. مکس گفته بود: وقتی نتونی چیزهای خراب‌شده رو درست کنی، کم‌کم دیوونه می‌شی! امیدواری یک اشتباه‌ست! فیورسیا مغرورانه جواب داده بود نه برای امید، بلکه برای رستگاری واقعی می‌جنگه! حالا وقتی فهمیده که واحه‌ وسط صحرا (موسوم به منطقه سبز / Green Place) پیشاپیش نابود شده و پیش رو هم جز کویر نمک نیست، حالا در ذهنش مرور می‌کنه که مفهوم یک رستگاری واقعی (redemption)‌ چیه!؟

مکس سوءنیت نداره. خودش علیه ایمورتان جو شوریده و نمی‌خواد شاهد نابودی تدریجی کسانی باشه که گناهی جز خواست یک زندگی بهنجار ندارند! آدم‌های مظلوم و محرومی مثل اون زن که نامش «دارنده‌ دانه‌ها»ست، (keepers of the seeds) چون بذرهایی در خورجین نگه می‌داره تا روزی در خاک مستعدی، در خاکی که شور نباشه، بکاره! مکس می‌گه اگر به جایی که فرار می‌کنید برگردید و با ایمورتان جو بجنگید، شاید با هم بتونید به چیزی مثل یک نوع رستگاری دست پیدا کنید! اون واقعاً جملات قطعی نمی‌گه! می‌گه چیزی شبیه به رستگاری!…  

بنابراین فیلم «مکس دیوانه: گذرگاه خشم»، علاوه بر اینکه فیلمی در ژانر اکشن/ action و پر از صحنه‌های هیجان‌انگیز و پر زد و خورد در یک جنگ صحرایی‌ست، خالی از طرح پرسش درباره موقعیت‌های بنیادین بشری نیست. موقعیت‌هایی مابین امید و ناامیدی، واقعیت و سراب، رویاپردازی و مآل‌اندیشی… تجسم محشری از این موقعیت‌ها در جنگی پارتیزانی علیه یک تبهکار که آب‌ها را تصرف کرده است، به همراه جملات قصار تأمل‌برانگیز و طرح پرسش‌هایی همیشگی. حتی آنها که هیچ علاقه‌ای به تجسم سینمایی موقعیت‌های کهن‌الگویی ندارند، از ضرباهنگ تند داستان و جلوه‌های ویژه‌ی آن لذت خواهند برد. ای بسا برای تمامی تماشاگران در خاورمیانه، دیکتاتور کلاسیک این فیلم یعنی ایمورتان جو به همراه فدایی‌ها و جان‌نثاران در خدمت‌اش، به همراه باقی استعاره‌ها و کنایه‌های این فیلم، چیزی بیشتر از یک تخیل سینمایی، بلکه واقعیت روز باشد.

وقتی فیوریوسا و یارانش به پیشنهاد مکس تصمیم می‌گیرند که به منطقه قلعه برگردند، طبیعتاً با پارتیزان‌های ایمورتان جو روبه‌رو می‌شوند. میان آنها دوباره جنگ خونینی درمی‌گیرد و چون یکی از فداییان ایمورتان جو موفق می‌شود یکی از کنیزان مو بلوند او را دوباره بدزدد و داخل ماشین بکشاند، شما ایمورتان جو را می‌بینید که شبیه رهبران داعش، با انگشت اشاره، آسمان را نشان می‌دهد! اینکه چنین گروه‌های منحطی برای توجیه رفتار خود به آسمان اشاره می‌کرده‌اند یا می‌کنند، شاید خود نشان بارزی از پوچ‌گرایی (نیهلیسم) دوران ما باشد. آیا آن سفید‌های چشم‌آبی که داوطلبانه برای خدمت به رهبران داعش به عراق و سوریه می‌رفتند، مجذوب همین نمایش‌های آیینی نشده بودند!؟ در صحنه‌ای دیگر شما می‌بینید که پیش از آنکه جنگ آغاز شود، یکی از این بردگان جنسی ایمورتان جو دعا می‌خواند. رفیقش می‌پرسد چه می‌کنی!؟ می‌گوید دعا می‌خوانم! می‌پرسد: به درگاه کی؟ می‌گوید: هر کس که بشنود!

این احتمال وجود دارد که سازندگان فیلم «مکس دیوانه: گذرگاه خشم» به تحولات سیاسی و اجتماعی زمان تولید فیلم آگاه بوده باشند. داعش در سال ۲۰۱۳ اعلام وجود کرد و فیلم «مکس دیوانه: گذرگاه خشم» در سال ۲۰۱۵ اکران شد، بنابراین در دوره تولید فیلم، اخبار و تصاویر مرتبط با داعش به طور گسترده‌ای منتشر شده بود.

با این حال، هنوز هیچ مدرکی دال بر اینکه سازندگان فیلم به طور مستقیم به داعش اشاره کرده‌اند یا از آنها الهام گرفته‌اند وجود ندارد. تصاویر و نمادهایی که در فیلم دیده می‌شوند، می‌توانند از بسیاری از منابع فرهنگی، تاریخی و معاصر الهام گرفته شده باشند. بسیاری از عناصر پسا-آخرالزمانی که در فیلم مشاهده می‌شوند، از جمله گروه‌های نظامی متعصب و رهبران کارزماتیک، در ادبیات و سینمای ژانر پسا-آخرالزمانی رایج هستند. فیلم با جمله‌ای از «تاریخ‌نگار اول» به پایان می‌رسد که دیدگاهی نیچه‌ای، دیدگاهی غیرغایت‌اندیش و نافی هر پایان اسطوره‌ای را انعکاس می‌دهد: «به کجا باید برویم؟ ما که در این برهوت، در جستجوی بهترینِ خودمان، سرگردانیم؟»

در کل، اگرچه ممکن است برخی شباهت‌های ظاهری بین تصاویر فیلم و تصاویر واقعی وجود داشته باشد، اما این به معنای ارجاع مستقیم و آگاهانه به داعش نیست. این شباهت‌ها ای‌بسا بیشتر ناشی از الگوهای مشترک در نمایش خشونت و قدرت در شرایط آخرالزمانی هستند.

فیلم «مکس دیوانه: گذرگاه خشم» چهارمین قسمت از مجموعه فیلم‌های «مد مکس» است که توسط جرج میلر کارگردانی و تهیه شده است. فیلم‌برداری این فیلم عمدتاً در صحرای نامیبیا در آفریقا انجام شده است. این لوکیشن به دلیل مناظر بکر و خشک آن انتخاب شد که کاملاً با دنیای پسا-آخرالزمانی فیلم همخوانی دارد.

فیلم توسط کمپانی‌های Kennedy Miller Mitchell و RatPac-Dune Entertainment تولید شده است و توسط Warner Bros Pictures توزیع شده است. این فیلم در گیشه جهانی موفقیت چشمگیری داشت و بیش از ۳۷۸ میلیون دلار فروش کرد. قسمت چهارم مجموعه‌ی مکس دیوانه، با بودجه‌ای در حدود ۱۵۰ میلیون دلار ساخته شد و به دلیل استقبال مثبت منتقدان و تماشاگران به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۵ تبدیل شد.

این فیلم علاوه بر موفقیت تجاری، در جوایز اسکار نیز موفقیت بزرگی کسب کرد و توانست ۶ جایزه اسکار از جمله بهترین طراحی تولید، بهترین تدوین و بهترین طراحی لباس را از آن خود کند.  اثر جرج میلر که ضمناً یکی از نویسندگان اصلی فیلمنامه هم بود، در مجموع نامزد دریافت ۱۰ جایزه اسکار شد.

کارگردان: جرج میلر

نویسندگان: جرج میلر، برندان مک‌کارتی، نیکو لاتوریس

بازیگران اصلی: تام هاردی (در نقش مکس راکتانسکی)، شارلیز ترون (در نقش فیوریوسا)، نیکولاس هولت (در نقش ناکس)، هیو کیز-برن (در نقش ایمورتان جو)

تاریخ اکران: ۱۵ مه ۲۰۱۵

مدت زمان: ۱۲۰ دقیقه

ژانر: اکشن، ماجراجویی، علمی-تخیلی


خلاصه داستان:

فیلم در دنیایی پسا-آخرالزمانی اتفاق می‌افتد که در آن منابع آب و سوخت کمیاب هستند. مکس راکتانسکی (تام هاردی) با فیوریوسا (شارلیز ترون) همراه می‌شود تا از چنگال دیکتاتور بی‌رحم، ایمورتان جو (هیو کیز-برن) فرار کنند و به دنبال زمینی سبز و آرام برای زندگی باشند. تیم پژوهشی گفت‌وشنود تماشای این فیلم را به علاقه‌مندان به ژانر روایی «آخرزمانی» و «پساآخرزمانی» و فلسفه‌‌های اگزیستانسیالیستی پیشنهاد می‌کند. ناگفته پیداست که چنین چهارچوب‌های روایی، بُعد اسطوره‌شناختی ادیان را هم به بحث می‌گذارند.