جان بر سر ایمان

حسین سودمند رادکانی را نخستین کشیش ایرانی می‌دانند که به علت نوع باورهای مذهبی خود به دست جمهوری اسلامی به قتل رسید.

حسین سودمند در سال ۱۳۳۰ در مشهد به دنیا آمد و در همان شهر بزرگ شد. در دوران خدمت سربازی در اهواز بود که به واسطه‌ی دوست ارمنی خود با مسیحیت آشنا شد و به این آیین در آمد.

وقتی به مشهد بازگشت و خانواده از مسیحی‌شدن او آگاه شدند، او را از خانه اخراج کردند.

به تهران رفت و آنجا تعالیم مسیحی را فرا گرفت. سپس به اصفهان رفت و در سازمان نابینایان مسیحی آن شهر مشغول به کار شد. علاقه‌ی حسین سودمند به خدمت به نابینایان همچنان زبانزد روایت‌ها از اوست. از جمله در وبسایت «ماده ۱۸» آمده است:

«حسین سودمند عشق عجیبی نسبت به نابینایان داشت، از خدمت بین آنها لذت می‌‏برد و هیچ تفاوتی بین نابینایان و بینایان قائل نبود، تا اینکه در سال ۱۹۷۲ [میلادی، یعنی اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی] با یکی از دختران نابینای مسیحی به‏نام مهتاب نوروش در کلیسای اسقفی ایران واقع در شهر اصفهان ازدواج کرد. عقد ازدواج مسیحی ایشان توسط زنده‏ یاد کشیش ارسطو سیاح، اولین شهید گرانقدر کلیسای ایران پس از انقلاب، انجام شد. حاصل ازدواج این دو، چهار فرزند می‌‏باشد.»

با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و روی کارآمدن حکومتی اسلامگرا، سودمند از بیمارستان آن شهر اخراج شد و به ناچار به مشهد بازگشت. در زیرزمین منزل خود در مشهد کلیسایی تشکیل داد و آنجا به خدمات مذهبی در جایگاه یک کشیش پرداخت.

اما نیروهای جمهوری اسلامی در شهر مشهد هرگونه فعالیت مذهبی او و هم‌مسلکانش را با ممنوعیت مواجه کردند و اجازه‌ی هیچ گونه فعالیت مذهبی را به آنان ندادند.

در پی این فشارها بود که حسین سودمند را چندین بار بازداشت کردند و تحت فشارهای شدید قرار دادند تا از آیین مسیحیت برگردد. اما او به این فشار تن نداد.

تا اینکه نهایتا در آذر ۱۳۶۹ او را به علت پافشاری بر ایمان مسیحی خود و آنچه آن را «ارتداد» نامیدند در حیاط زندان وکیل‌آباد مشهد اعدام کردند و در نقطه‌ای دورافتاده در مشهد دفن کردند.

دختر او «راشین»، که ساکن اروپاست، درباره محل دفن پدر خود به وبسایت «ماده ۱۸» گفته بود:

«پدر ما به طرز ظالمانه‌ای، بدون رعایت ضوابط قانونی کشته شد. او را با بی‌حرمتی در جایی که لعنت‌آباد می‌خواندند بدون اطلاع ما دفن کردند، به خانواده ما حتی فرصت خداحافظی با او یا دیدن پیکر بی‌جانش را هم ندادند. سال‌ها باید در این مکان دورافتاده به دیدن مزارش می‌رفتیم، که حتی اجازه نصب سنگ قبری با نام و نشانش را بر آن نداشتیم.»

دختر دیگر حسین سودمند، «آرین» که هنگام قتل پدر خود ۹ ساله بود، در گفت‌گویی با ماهنامه «خط صلح» در سال ۲۰۱۹ گفته بود:

«بعد از خبر اعدام پدرم، مادرم تقریبا تا سه سال بعد، دست مرا می‌گرفت و به وزارت اطلاعات می‌رفتیم. مادرم می‌گفت: “شوهرم را آزاد کنید. اگر اعدامش کرده‌اید، جسدش را به من نشان بدهید”. چون مادرم باور نمی‌کرد پدرم اعدام شده و درخواست می‌کرد که آزادش کنند. آن ها با خونسردی تمام می‌گفتند “اعدامش کردیم دیگر. مرتد بود اعدامش کردیم!”. همیشه همین را می‌گفتند. بارها وقتی با مادرم به وزارت اطلاعات می‌رفتم شخصی که نمی‌دانم چه سمتی داشت و پشت میز می‌نشست و مادرم به او می‌گفت چرا اعدامش کردید؟ می‌گفت “می‌خواست مسیحی نشود. مرتد بود. اعدامش کردیم” .»

جمهوری اسلامی مدعی رعایت حقوق مسیحیان است اما کشیش مسیحی را به علت مسیحی‌بودن به قتل می‌رساند. چگونه می‌توان چنین استبدادی را رعایت‌گر حقوق مسیحیان یا یهودیان دانست؟