در سال ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک[1] در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا حاضر شد تا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی در عراق و سوریه شهادت دهد. او در نقشی فراتر از یک وکیل یا کنشگر در حوزه سیاستگذاری ظاهر شد؛ به عنوان کسی سخن گفت که بارها همراه با سازمان «راههای موفقیت»[2] به شمال عراق سفر کرده، با خانوادههای آواره دیدار کرده، به اردوگاههای بازماندگان سر زده و مستقیما به سخنان زنانی و دخترانی گوش داده است که از اسارت، خشونت جنسی و بردگی گریخته بودند. اظهارات او ماموریتهای کمکرسانی بشردوستانه، کارگاههای مقابله با تروما و نیازهای فوری ایزدیها، مسیحیان و دیگر جوامع آوارهای را توصیف میکرد که با خطر نابودی کامل به دست دولت اسلامی عراق و شام (داعش)[3] روبهرو بودند. در سوابق مجلس نمایندگان آمریکا، نام ایزاک به عنوان نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» و یکی از شاهدان در جلسه «جوامع باستانی زیر حمله: جنگ داعش علیه اقلیتهای دینی» ثبت شده است.[4] این نوشتار داستان فعالیت او، اهدافش و محیطی است که در آن کنشگری کرده است.

ژاکلین ایزاک کنشگری تاثیرگذار در برابر اقدامات خشونتآمیزی بود که داعش با انگیزههای مبتنی بر ایمان مذهبی صورت میداد. از مهمترین ویژگیهای کنشگری ایزاک این بود که روایتهای انسانی فردی را به پرسشهای حقوقی و اخلاقی گستردهتر پیوند میزد. باید همواره در نظر داشت که کارزار داعش علیه ایزدیها، مسیحیان، شیعیان و دیگر جوامع فقط مجموعهای از خشونتهای پراکنده نبود. خشونتهای داعش شامل آزار و تعقیب برنامهریزیشده و هدفمند اعتقادی، کوچ اجباری، بردگی جنسی، تخریب شهرها و تلاش برای محو جوامع کهن از سرزمینهایشان بود.
در سال ۲۰۱۶، وزیر امور خارجه ایالات متحده به طور رسمی اعلام کرد که داعش مسئول جنایت نسلکشی علیه گروههایی است که در مناطق تحت کنترل آن قرار داشتند، از جمله ایزدیها، مسیحیان و شیعیان. کمیسیون تحقیق سازمان ملل درباره سوریه نیز نتیجه گرفت که داعش مرتکب نسلکشی علیه ایزدیها شده و اینکه اعمال این گروه به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی میانجامد. داعش تمامی این اعمال را با انگیزهها و تفاسیر مذهبی توجیه و پشتیبانی میکرد.
از اینرو، بهترین درک از کار ایزاک این است که آن را پلی میان پاسخ بشردوستانه و کنشگری مدنی ببینیم. او نه صرفا به امدادرسانی اضطراری بسنده کرد و نه صرفا به سخنرانی درباره حقوق بشر، بلکه کمک کرد تا تجربیات بازماندگان به تریبونهایی راه پیدا کند که در آن قانونگذاران، نهادهای بینالمللی، رسانهها و افکار عمومی بتوانند صدای آنها را بشنوند. این تلاشها شامل همکاری با بازماندگانی مانند اخلص بود؛ زنی ایزدی که بعدها در محافل بینالمللی، از جمله در بریتانیا، سخن گفت و ایزاک ضمن ترجمه سخنان او، از اظهاراتش حمایت میکرد. در پارلمان بریتانیا، اخلص پس از معرفی توسط ژاکلین ایزاک سخن گفت و سپس ایزاک، به ترس، دستهبندی، قتل، تجاوز و گروگانگیریهایی که توسط داعش انجام شده بود، پرداخت.
برای سایر کنشگرانی که در زمینه خشونتهای بر پایه مذهب فعالیت میکنند، یا جوامعی مانند ایران – که در آن اقلیتهای دینی، زنان، باورمندان به باورهای غیررسمی و بهحاشیهراندهشده و کنشگران مستقل جامعه مدنی اغلب با فشارهای حکومتی روبهرو هستند – الگوی ایزاک اهمیتی ویژه دارد. کار او نشان میدهد که کنشگری را میتوان بر چند لایه همزمان بنا کرد: خدمات مستقیم، حمایت از بازماندگان، مستندسازی، شهادت عمومی، صورتبندی حقوقی و ساختن ائتلافهایی فرادینی و فرامرزی. همچنین نشان میدهد که دفاع از حقوق یک جامعه میتواند نه به عنوان جانبداری فرقهای، بلکه به عنوان بخشی از تعهدی جهانشمول به کرامت انسانی، آزادی باور و حفاظت در برابر آزار و تعقیب تصویر شود.
رسالت و بینش کنشگری
همانند بسیاری از فعالانی که در زمینه خشونتهای دولت اسلامی ایستادند، کار ژاکلین ایزاک نیز بر چشماندازی از کرامت انسانی استوار است. چنین فعالیتی باید پاسخگویی حقوقی، کمکرسانی بشردوستانه، آزادی دین و توانمندسازی زنان و کودکان را به هم پیوند زند.
سازمان «راههای موفقیت» ایزاک را به عنوان کنشگر مدافع حقوق بشر، انساندوست، وکیل، سخنران انگیزشی و معاون این سازمان معرفی میکند؛ کسی که بیش از یک دهه از عمر خود را صرف حمایت از افرادی کرده است که از دل بحرانها گریختهاند و در دفاع از جوانان و زنان سراسر خاورمیانه کنشگری کرده است.

ماموریت میتوان او را در قالب سه تعهد همراستا فهمید:
- نخست، او در پی آن است که جوامع تحت آزار، توسط جهان دیده و شنیده شوند. این جوامع شامل ایزدیها، مسیحیان، زنان قربانی خشونت جنسی، پناهجویان، آوارگان داخلی و کودکانی است که تحت تاثیر جنگ قرار گرفتهاند. در این نگاه، مسئله «دیده و شنیدهشدن» صرفا نمادین نیست، بلکه به گام نخست برای رسیدن به حفاظت، پناه، کمک بشردوستانه و پاسخگویی تبدیل میشود.
- دوم، کار ایزاک بر کرامت انسانی بازماندگان تاکید میکند. او در سال ۲۰۱۵ گروهی از پزشکان و متخصصان تروما را برای حمایت از دخترانی همراه خود برد که توسط داعش اسیر و فروخته شده بودند یا مورد تجاوز و شکنجه قرار گرفته و سپس گریخته بودند. این رویکرد، الگویی از کنشگری را نشان میدهد که بازماندگان را صرفا به عنوان «شواهد» جنایتها نمیبیند، بلکه آنان را انسانهایی میداند که بهبود، عاملیت و آیندهشان باید در مرکز توجه بماند.
- سوم، او کنش بشردوستانه را به ساختارهای حقوقی و مدنی پیوند میزند. ایزاک در برابر کنگره آمریکا و در مجامع بینالمللی شهادت داده، از شناسایی نسلکشی دفاع کرده و در تلاشهایی مشارکت داشته است که با تضمینهای قانون اساسی و حقوق اقلیتها در خاورمیانه پیوند دارند. سازمان «راههای موفقیت» تصریح میکند که حوزه تمرکز او شامل بحران پناهجویان، قاچاق جنسی، ختنه زنان و اچ.آی.وی/ایدز نیز بوده است.[7]
این ترکیب، به کار او ویژگیای متمایز میبخشد. او نه فقط یک سخنران عمومی است، نه صرفا یک وکیل و نه تنها یک امدادگر بشردوستانه. کارآمدی او از آنجا میآید که این سه نقش را در الگویی یکپارچه میکند که از نظر عاطفی تاثیرگذار، از نظر حقوقی مستحکم و برای عموم مردم قابلفهم است.
اهداف و مقاصد
هدف مرکزی کنشگری ژاکلین ایزاک دفاع از جوامع آسیبپذیری بوده است که رنج آنها میتوانست نادیده گرفته شود یا از نظر سیاسی یا خبری «نامطلوب» یا بیاهمیت تلقی شود. کار او بهویژه بر قربانیان خشونت داعش، از جمله ایزدیها و مسیحیان متمرکز بوده است، اما چارچوب گستردهتر او، حفاظت از زنان، کودکان، پناهجویان و اقلیتهای دینی در سراسر خاورمیانه را در بر میگیرد.

یکی از اهداف او، پاسخ بشردوستانه اضطراری بوده است؛ پاسخی که باید در زمینه حمایتهای عملی به افراد آسیبدیده ارائه شود. ایزاک در شهادت مکتوب خود به کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در سال ۲۰۱۵، ماموریتهای «راههای موفقیت» را توصیف کرد که شامل انتقال دارو و نیازهای اولیه از میان مناطق جنگزده عراق و توزیع آن میان آوارگان داخلی در اردوگاهها و ایزدیهای محصور در کوه سنجار بود.
هدف دیگر او، ترمیم تروما و توانمندسازی بازماندگان بوده است. ایزاک در همان شهادت، درباره کارگاههایی توضیح داد که برای کمک به درمان، بازسازی و توانمندسازی دخترانی طراحی شده بود که در اسارت داعش مورد تجاوز و شکنجه قرار گرفته بودند. همچنین او اشاره کرد که «راههای موفقیت» در پاسخ به درخواست کمک، تیمی از متخصصان تروما را از ایالات متحده به عراق برد تا برای دختران و کودکانی که از چنگ داعش گریخته بودند، حمایت روانی، درمان و توانمندسازی فراهم کنند.

پس از وقایع آسیبزای بزرگی که حملات دولت اسلامی رقم زد، هدف مشترک بسیاری از کنشگران و ناظران پاسخگوکردن عاملان و ایجاد عدالت بود. کنشگری ایزاک به شکلگیری فشار عمومی و سیاسی گستردهتر برای شناسایی جنایتهای داعش به عنوان نسلکشی و حمایت از عدالت برای قربانیان کمک کرد. هرچند شناسایی نسلکشی حاصل تلاش بازیگران و کنشگران بسیاری بود، اما شهادت ایزاک و کنشگری در دفاع از بازماندگان بخشی از فضا و زیستبوم مدنیای بود که این جنایتها را از رنج خصوصی به سطح ثبت و شناسایی عمومی منتقل کرد. نشست کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان، مباحثات پارلمان بریتانیا، اعلام شناسایی نسلکشی از سوی وزارت خارجه آمریکا و یافتههای سازمان ملل، همگی نشان میدهند که چگونه مستندسازی، شهادت و فشار عمومی میتوانند یکدیگر را تقویت کنند.
رهبری
الگوی رهبری ژاکلین ایزاک بر نزدیکی، اعتبار و توانایی خاصی استوار است که میتوان آن را «ترجمه بین جهانها» نامید. او در اردوگاههای پناهندگان، مناطق درگیر جنگ، جلسات قانونگذاری، فضای رسانهای و محافل بینالمللی فعالیت کرده است. این توانایی برای حرکت میان فضاهای ریشهدار مردمی و نهادهای رسمی، یکی از قویترین وجوه کار اوست.
اعتبار او تا حدی از تجربه مستقیم میدانی میآید. او در شهادت خود در مجلس نمایندگان توضیح میدهد که از زمان ظهور داعش، چندین بار همراه با «راههای موفقیت» به شمال عراق سفر کرده است؛ از جمله در ماموریتهایی برای توزیع اقلام مورد نیاز، حمایت از بازماندگان و مشاهده مستقیم نیازها در میدان.[9]
بخشی دیگر از اعتبار او از آموزش حرفهای و حقوقیاش ناشی میشود. در وبسایت «راههای موفقیت» آمده است که ایزاک دکترای حقوق خود را از دانشگاه سندیگو دریافت کرده و در دانشگاه آکسفورد نیز تحصیل کرده است و از این پیشینه آموزشی در کار حقوق بشری بهره میگیرد.[10]
اما شاید مهمترین ویژگی رهبری او نقشش به عنوان تقویتکننده صداها باشد؛ روشی که با جایگزینکردن آنها با صدای خودش یا دیگران تفاوت دارد. در نشست پارلمان بریتانیا، ایزاک صرفا از دور درباره بازماندگان ایزدی سخن نگفت؛ او به معرفی و ترجمه برای اخلص کمک کرد تا یک بازمانده بتواند مستقیما سخن بگوید، در حالی که اطمینان حاصل میکرد شهادت اخلص برای سیاستگذاران قابلفهم باشد.
این تمایز اخلاقی مهمی است. کنشگری برای قربانیان میتواند شکلی از نفع شخصی به خود بگیرد، بهویژه زمانی که کنشگران و رهبران چنین فعالیتهایی خواسته یا ناخواسته از رنج دیگران به عنوان سکویی برای مطرحکردن خود استفاده کنند. الگوی ایزاک، در قویترین حالت، رویکردی دیگر را نشان میدهد: ساختن رابطه، تقویت عاملیت بازماندگان، ترجمه در میان مرزهای زبانی و نهادی و استفاده از دسترسی خود برای بازکردن فضا برای کسانی که بیش از همه تحت تاثیر قرار گرفتهاند.
برای کنشگران ایرانی، این الگو بهویژه درسآموز است. در فضاهای بسته یا نیمهبسته، همه قربانیان نمیتوانند با امنیت کافی به طور علنی سخن بگویند. در چنین شرایطی، نمایندگان مورد اعتماد ناچارند روایتها را به بیرون منتقل کنند. اما اصل اخلاقی همچنان پابرجاست: کنشگری باید از کرامت قربانیان محافظت کند، خطر را به حداقل برساند و عاملیت کسانی را که تجربهشان بازگو میشود، حفظ کند.
جامعه و محیط
کار ژاکلین ایزاک در فضایی شکل گرفت که تحت تاثیر پیامدهای ظهور داعش در عراق و سوریه، آوارگی جوامع دینی کهن و تلاشهای بینالمللی برای تعریف و مواجهه با جنایتهای گسترده بود. حملات داعش علیه ایزدیها، مسیحیان، شیعیان و سایر گروهها، چالشهای فوری بشردوستانه، حقوقی و اخلاقی ایجاد کرد. کمیسیون تحقیق سازمان ملل نتیجه گرفت که جنایتهای داعش علیه ایزدیها مصداق نسلکشی، جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی است و تاکید کرد که این یافتهها بر پایه گفتوگو با بازماندگان، رهبران دینی، کنشگران، وکلا، کادر درمان، روزنامهنگاران و اسناد و مواد مستند بنا شده است.

در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی و کنشگران نقشی مهم ایفا کردند. دولتها غالبا برای اقدام نیازمند مستندسازی، فشار سیاسی و آگاهی عمومی هستند. بازماندگان اغلب پیش از دسترسی به تریبونهای بینالمللی، به واسطههای قابل اعتماد نیاز دارند. رسانهها نیز برای انتقال ابعاد و معنای جنایتها به مخاطب، به روایتهای شخصی نیازمندند. ایزاک و «راههای موفقیت» در همین فضا عمل کردند و درهمتنیدگی میان مشارکت مستقیم بشردوستانه و کنشگری بینالمللی را شکل دادند. خود «راههای موفقیت» یک سازمان مردمنهاد مستقر در ایالات متحده است که در حوزه کمکهای بشردوستانه، کنشگری، آموزش و حمایت از زنان و اقلیتها فعالیت میکند. در معرفی این سازمان، از کار با پناهجویان، آوارگان داخلی، زنان، کودکان و جوامع آسیبدیده از جنگ در خاورمیانه سخن گفته میشود.[12]
محیط سیاستگذاری گستردهتر نیز اهمیت داشت. کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در مه ۲۰۱۵ نشستی را با تمرکز ویژه بر «جنگ داعش علیه اقلیتهای دینی» برگزار کرد که در آن نام ایزاک در فهرست شاهدان ثبت شد. در سال ۲۰۱۶، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که داعش در مناطق تحت کنترل خود مسئول ارتکاب نسلکشی علیه ایزدیها، مسیحیان و شیعیان است. در همان سال، کمیسیون تحقیق سازمان ملل نیز به این نتیجه رسید که داعش مرتکب نسلکشی علیه ایزدیها شده است.
این توالی نشان میدهد که شهادت جامعه مدنی، کنشگری بازماندگان، جلسات رسمی دولتها، تحقیقات بینالمللی و فشار افکار عمومی چگونه میتوانند با هم تعامل کنند. هیچ کنشگر واحدی بهتنهایی «پاسخگویی» ایجاد نمیکند. در عوض، پاسخگویی از دل انباشت شواهد، شهادتهای تکرارشونده، مستندسازی معتبر و اصرار عمومی برای نامگذاری دقیق جنایتها ساخته میشود.[13]
نکته مهم این است که حتی زمانی که پاسخگویی رسمی دور از دسترس بهنظر میرسد، مستندسازی همچنان اهمیت دارد. شهادتهای شاهدان نیز اهمیت دارد. شبکهها و واسطههای مورد اعتماد اهمیت دارند. کنشگری اغلب پیش از آن اغاز میشود که نهادها آماده واکنش باشند. زیرساختی که کنشگران، وکلا، روزنامهنگاران، آموزگاران و سازماندهندگان محلی ایجاد میکنند، بعدها میتواند در لحظهای که فرصتهای سیاسی یا حقوقی پدیدار میشود، نقشی اساسی ایفا کند.

پیام و فعالیتها
پیام ژاکلین ایزاک همواره بر دفاع از کرامت انسانی، فراتر از مرزهای دینی، قومی و جنسیتی متمرکز بوده است. کار او بر این تاکید دارد که خشونت داعش فقط جسم را هدف نگرفته بود بلکه هویت، حافظه، تعلق و تداوم حیاتِ جوامع را نشانه رفته بود. از اینرو، کنشگری او نه تنها به دنبال نجات افراد، بلکه در پی دفاع از حق موجودیت تمام یک جامعه بوده است.
فعالیتهای او را میتوان در پنج حوزه اصلی دستهبندی کرد:
- نخست، ماموریتهای میدانی بشردوستانه: ایزاک در ماموریتهای «راههای موفقیت» مشارکت داشت که طی آن دارو، نیازهای اولیه و حمایت به آوارگان داخلی و بازماندگان در عراق ارائه میشد. شهادت او در مجلس نمایندگان، تلاشها برای توزیع این کمکها در اردوگاهها و در میدان، از جمله برای ایزدیهای کوه سنجار را توصیف میکند.
- دوم، حمایت از بازماندگان با رویکرد آگاه به تروما: ایزاک به روند آوردن متخصصان تروما برای حمایت از زنانی و دخترانی کمک کرد که از اسارت داعش گریخته بودند. اهمیت این کار در آن است که نشان میداد صرفا نجات فیزیکی کافی نیست و بازماندگان به حمایت روانی، بازگرداندن کرامت و مسیرهایی برای بازسازی زندگی خود نیاز دارند.
- سوم، کنشگری حقوقی و سیاستگذاری: ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا شهادت داده و در کنشگری بینالمللی مرتبط با جنایتهای داعش، شناسایی نسلکشی و حفاظت از اقلیتها مشارکت کرده است.
- چهارم، رسانه و آگاهیرسانی عمومی: «راههای موفقیت» یادآور میشود که ایزاک و فعالیتهای این سازمان در رسانههای مهم بازتاب یافته است و برنامه «تِک علیه تروما» در مستندی کوتاه از شبکه بی.بی.سی با محوریت ایزاک و اخلص نیز برجسته شد. کارزارهای آگاهیرسانی در زمینه جنایتهای فاحش اهمیت حیاتی دارند، زیرا رنج دوردست را به مسئلهای در حوزه دغدغههای مدنی تبدیل میکنند.
- پنجم، شهادت عمومی با محوریت بازماندگان: همکاری ایزاک با اخلص نشان میدهد که کنشگران چگونه میتوانند به بازماندگان کمک کنند، وارد عرصه گفتوگوی عمومی شوند، بدون آنکه تنها رها یا فراموش شوند. در اسناد پارلمان بریتانیا، شهادت اخلص به عنوان روایتی تکاندهنده و جزئینگر توصیف شده است و مقدمهچینی ایزاک کمک کرده این جنایتها در چارچوب الگوهای تاریخیِ دستهبندی، آزار، گروگانگیری و خشونت جمعی شناخته و درک شود.
این فعالیتها نشان میدهد کنشگری موثر بهندرت یکبعدی یا تکساحتی است. چنین کنشی به کار مراقبتی، سواد حقوقی، راهبرد رسانهای، ائتلافسازی و توانایی سخنگفتن با مخاطبان متنوع نیاز دارد، بدون آنکه پیام اخلاقی مرکزی از دست برود. کار ایزاک همچنین اهمیت دسترسی زبانی را برجسته میکند. ترجمه، کاری فرعی و صرفا فنی نیست؛ ترجمه میتواند تعیین کند آیا سخنان یک بازمانده به گوش تصمیمگیران میرسد یا نه، آیا معنای آن حفظ میشود یا تحریف، و آیا تجربه او بخشی از حافظه تاریخی میگردد یا خیر.[15]
جمعبندی: درسهایی از کنشگری ژاکلین ایزاک
کار ژاکلین ایزاک چندین درس برای کنشگران، آموزگاران، جوامع اقلیت و سازمانهای جامعه مدنی در ایران دارد.
نخستین درس این است که حفاظت از اقلیتها و گروههای بهحاشیهراندهشده باید به عنوان مسئلهای مدنی و عمومی تصویر شود، نه فقط دغدغه یک گروه محدود. کنشگری ایزاک برای ایزدیها و مسیحیان مستلزم کوچکشمردن رنج دیگر گروهها نبود؛ برعکس، بر این نکته تاکید میکرد که هر گاه هر جامعهای به خاطر هویت خود هدف قرار میگیرد، بنیانهای کرامت انسانی و همزیستی تهدید میشود. این نکته برای ایران بهویژه مهم است؛ جایی که اقلیتهای دینی، اقلیتهای قومی، زنان، نوکیشان، دگراندیشان و شهروندان سکولار شکلهای متفاوتی از تبعیض را تجربه میکنند. یک چارچوب مبتنی بر حقوق میتواند مانع از آن شود که هر جامعهای در تنهایی خود محبوس شود.
نکته مهم بعدی قدرت مستندسازی است. شهادت ایزاک در کنگره مهم بود، چون مشاهدات میدانی، روایتهای بازماندگان و توصیههای مشخص را وارد یک پرونده رسمی کرد. در کار مرتبط با ایران نیز مستندسازی میتواند نقشی مشابه اما بلندمدت داشته باشد. حتی زمانی که تحقق فوری عدالت ممکن نیست، ثبت دقیق تبعیض، زندان، خشونت جنسیتی، آزار دینی و سرکوب مدنی میتواند برای پاسخگویی آینده، آموزش عمومی و کنشگری بینالمللی حیاتی شود.
یک درس مهم دیگر این است که نباید با بازماندگان مانند نمادهایی صرفا رسانهای رفتار کرد. کار ایزاک در حوزه حمایت از تروما و شهادت بازماندگان الگویی اخلاقیتر را پیشنهاد میکند. بازماندگان به محافظت، مراقبت، رضایت آگاهانه، ترجمه و حمایت بلندمدت نیاز دارند. روایتهای آنها نباید فقط برای شوکهکردن مخاطب مصرف شود؛ این روایتها باید با اهداف عملی پیوند بخورند: امنیت، عدالت، بهبود، آموزش و پیشگیری.
نکته مهم دیگر این است که کنشگری باید از خطر تکبعدیشدن برکنار بماند و چندساحتی باشد. ایزاک از شهادت در نهادهای قانونگذاری، رسانه، ماموریتهای میدانی، محافل بینالمللی و شبکههای اجتماعی بهره برد. کنشگران ایرانی میتوانند این الگو را از طریق روایتگری دیجیتالِ امن، کنشگری در دیاسپورا، محتوای آموزشی به زبان فارسی، تولید متون توضیحی حقوقی، پروژههای تاریخ شفاهی و همکاری با سازمانهای بینالمللی حقوق بشر اقتباس کنند. در محیطهای محدود، روشها باید برای حفظ امنیت تغییر کنند، اما یک اصل پابرجاست: پیام زمانی قویتر میشود که از چند کانال مورد اعتماد عبور کند.
شفافیت اخلاقی و حرفهایگری همزمان میتواند تاثیر کنشگری را چندین برابر کند. کنشگری ایزاک از نظر عاطفی پرقدرت است، اما در عین حال بر مفاهیم حقوقی، مستندات قابل اتکا و تعامل با نهادها استوار است. برای کنشگران مدنی ایرانی، این توازن اهمیت دارد. خشم نسبت به بیعدالتی مشروع است، اما کنشگری زمانی اثرگذارتر میشود که با ارجاع دقیق، زبان منضبط و توصیههای روشن همراه شود.
کنشگری ژاکلین ایزاک نشان میدهد که چگونه یک فرد، در چارچوب یک سازمان جامعه مدنی و در همراهی با بازماندگان، میتواند رنجهای پنهان را وارد آگاهی عمومی کند. کار او مشارکت میدانی، کمکهای بشردوستانه، کنشگری حقوقی، حمایت از بازماندگان، ترجمه، ارتباط با رسانه و ارائه شهادت در فرایندهای سیاستگذاری را در هم آمیخت. این ترکیب به کنشگری او هم نیروی عاطفی بخشید و هم اعتبار نهادی.
شاید مهمترین جمعبندی این نمونهپژوهی این است که تاثیر مدنی فقط زمانی آغاز نمیشود که شرایط رسمی سیاسی مساعد باشد، این تاثیر میتواند با مستندسازی، آموزش، روابط مبتنی بر اعتماد و کنشهای کوچک حمایت آغاز شود. کار ایزاک نشان میدهد که حتی در برابر خشونت سهمگین، کنشگران میتوانند حقیقت را حفظ کنند، از کرامت دفاع کنند و به بازماندگان کمک کنند چنان سخن بگویند که نهادها نتوانند بهآسانی آن را نادیده بگیرند. در واقع کنشگری باید در خدمترسانی ریشه داشته باشد. زمانی جوامع بیشتر به کنشگران اعتماد میکنند که آنها نیازهای واقعی را برآورده کنند؛ چه این نیازها حمایت روانی و درمان تروما باشد، چه اطلاعات حقوقی، ارتباط امن، ترجمه، کمک اضطراری یا آموزش عمومی. در زمینههای مرتبط با ایران، جایی که بیاعتمادی و ترس اغلب بالاست، اعتبار نه فقط از کلمات قاطع، بلکه از کارآمدی عملی به دست میآید.
نمونه ایزاک بیانگر روایتگری بازماندهمحور است. شهادت میتواند فهم عمومی را دگرگون کند، اما فقط وقتی که با مسئولیتپذیری همراه باشد. نباید بر بازماندگان برای در معرض دید قرارگرفتن فشار آورد، آنها را به تروما تقلیل داد یا به ابزارهای سیاسی تقلیل کرد. آنها باید به عنوان انسانهایی کامل، با عاملیت، کرامت و آیندهای فراتر از هویت «قربانی»، مورد حمایت قرار گیرند. روایتهای واقعی به مراتب بیش از استدلال صرف میتواند نظر و احساسات عمومی مردم را به خود جلب کند. کنشگری موثر به صبر و پایداری نیاز دارد. شناسایی نسلکشی، آگاهی عمومی و واکنش نهادها یکشبه شکل نمیگیرد. این دستاوردها از دل شهادتهای تکرارشونده، ائتلافسازی، مستندسازی و فشار اخلاقی تدریجی پدید میآیند. برای کنشگران ایرانی، این درسی واقعبینانه و در عین حال امیدبخش است. حتی وقتی تغییر کند پیش میرود، کار منظم مدنی میتواند شواهد، شبکهها و افق ذهنی لازم برای آیندهای متکثرتر و حقوقمحورتر را بسازد.
[1]. Jacqueline Isaac.
[2]. Roads of Success.
[3]. Islamic State of Iraq and Syria (ISIS).
[4]. U.S. House of Representatives, Committee Repository. “Ancient Communities Under Attack: ISIS’s War on Religious Minorities.” May 13, 2015.
[5]. Earl Lane. “At House Hearing, AAAS Visiting Scholar Describes Targeted Damage to Minority Religious and Cultural Sites by ISIS.” AAAS News, 18 May 2015.
[6]. John Bingham. “Isil Attacks on Christians and Yazidis ‘Genocide’ Say Peers.” The Telegraph, 23 Feb. 2016.
[7]. Roads of Success. “Meet Our Team.” Roads of Success. Accessed May 4, 2026.
[8]. “Someone San Diego Should Know: Local Volunteer Advocates for ISIS Victims.” The San Diego Union-Tribune, 18 Jan. 2019, updated 4 Feb. 2021.
[9]. Jacqueline Isaac. “Testimony of Jacqueline Isaac, Esq., Vice President, Roads of Success.” U.S. House Committee on Foreign Affairs, May 13, 2015.
[10]. U.S. House of Representatives. “Jacqueline Isaac, Esq. Biography.” U.S. House Committee on Foreign Affairs, May 13, 2015.
[11]. Peter Marshall, and Helen Grady. “The Brutality and Bureaucracy of Islamic State.” ABC Background Briefing, BBC co-production, 7 Feb. 2015.
[12]. Human Rights Educators. “Human Rights Organizations – The Role of Nongovernmental Organizations (NGOs).” United for Human Rights. Accessed May 15, 2026.
[13]. International Commission of Jurists. “Report Launch: The Future of Accountability Mechanisms – Twenty Recommendations.” Geneva: International Commission of Jurists, May 8, 2024.
[14]. “‘Trauma Toys’ Bring Peace to Children Fleeing ISIS.” Religion News Service, RNS Press Release Distribution Service, 20 Feb. 2019.
[15]. Sally Engle Merry. “Pragmatism and Multidimensionality in Human Rights Advocacy.” International Journal of Transitional Justice 11, no. 3 (2017): 489–506.