در مباحث مربوط به سیاست و حکومت در ایران، واژه «سکولاریسم» بارها به کار رفته و متاسفانه با سوءبرداشتهایی نیز همراه بوده است. این در حالی است که سکولاریسم، نظامی فکری و سیاسی است که صرفا بر جدایی نهاد دین از نهاد دولت تأکید دارد. در یک چارچوب سکولار، دولت نه بر اساس احکام یک دین خاص، بلکه بر مبنای اصول عقلانی، حقوق بشر و اجماع عمومی اداره میشود. به بیان دیگر نکته مهم این است که سکولاریسم نه بهمعنای بیدینی است، نه ضددینی؛ بلکه دولت را موظف میداند که نسبت به تمامی باورهای دینی و غیردینی، بیطرف باشد.
نگاه مثبت ملت ایران به سکولاریسم
بر پایه گزارشی که بیبیسی فارسی منتشر کرده، نتایج یک نظرسنجی سراسری که در پاییز ۱۴۰۲ توسط نهادهای دولتی ایران انجام شده، نشان میدهد که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان جدایی دین از سیاست هستند. این پیمایش که تحت عنوان «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» و با طبقهبندی محرمانه تهیه شده، تا کنون بهصورت رسمی در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است.
مطابق دادههای این نظرسنجی، بیش از ۷۲ درصد پاسخگویان اعلام کردهاند که با جدایی نهاد دین از نهاد دولت «موافق» یا «کاملا موافق» هستند. این یافتهها به روشنی نشان میدهد که بخش بزرگی از جامعه، برخلاف ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی، به سوی نوعی حکمرانی سکولار گرایش یافتهاند.
روحانیونِ مدافع سکولاریسم
واقعیت این است که سکولاریسم حتی در میان روحانیون نیز هوادارانی دارد که نفع مذهب و آبروی آن را در پناه امنیت مذهب از دستاندازیهای حکومتی میبینند. در این زمینه تجربه جمهوری اسلامی برای آنان بسیار درسآموز بوده است.
محسن کدیور، از روحانیون برجسته شیعه، خود در مسیر فکریاش بهروشنی به این تحول اشاره کرده است. او میگوید:
«از نیمه دوم سال ۱۳۸۸ به این جمعبندی رسیدم که راه درست، حکومت دموکراتیک سکولار است؛ یعنی دولت باید کاملا مستقل از نهاد دین باشد. حتی از ایده نظارت حقوقی نهاد دین بر فرآیند قانونگذاری نیز عبور کردم. واقعیت این است که در دو دهه گذشته، با امکانِ نوعی حکومت دینیِ دموکراتیک درگیر بودم، اما نهایتا به این نتیجه رسیدم که باید با اصل حکومت دینی خداحافظی کنم.»
این سخنان، نه از زبان یک روشنفکر سکولارِ لائیک، بلکه از دل حوزه علمیه و از سوی فردی بیان میشود که پیش از این مدافع جمهوری اسلامی بوده است. چنین تحول فکریای، نشانهای از عمق بحران نظری در مشروعیت حکومت دینی در ایران معاصر است.
سکولاریسم؛ ضامن آزادی مذهبی برای همه مذاهب
نبایستی فراموش کرد که یکی از استدلالهای مهم در دفاع از سکولاریسم، تضمین آزادی مذهبی برای اقلیتهاست. تصور کنید در یک جامعه چندمذهبی، دولت بر اساس آموزههای فقط یک دین حکومت کند؛ در این صورت، پیروان سایر ادیان عملا از حقوق برابر محروم خواهند شد.
از این منظر، سکولاریسم نهتنها آزادی دینداران را محدود نمیکند، بلکه آن را از سلطه اکثریت یا قرائت رسمی محافظت مینماید. جمهوری اسلامی با تعیین دین رسمی در قانون اساسی و شناسایی صرفا چهار مذهب به عنوان مذاهب مورد تایید جمهوری اسلامی، کار تبعیض را به جایی رسانده است که حتی به قبرستان بهاییها رحم نمیکند و قبرستان بهاییان ایران را مورد تخریب قرار میدهد.
سکولاریسم در ذات خود، نه در پی حذف دین است و نه در تضاد با ایمان فردی. بلکه میکوشد با ایجاد فضایی بیطرف، امکان زندگی مسالمتآمیز برای دینداران و غیردینداران را فراهم سازد. از این منظر، دینداران نیز، بهویژه در مقام اقلیت، بایستی یکی از نخستین مدافعان نظام سکولار باشند.