



پیام همراهان
ابوالحسن خرقانی قرنها پیش گفته: «هرکه به این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.» این سخن، جوهرهای انسانی و جهانشمول دارد: ارزش انسان به عقیده و مذهبش نیست، بلکه به کرامت اوست. امروز در برابر استبداد جمهوری اسلامی، این سخن همچنان زنده است و میتواند چراغ راه اپوزیسیون باشد.
حاتم قادری استاد علوم سیاسی ضمن یادآوری دیدگاه خرقانی بهدرستی یادآور شده است که قدرت نظامهای توتالیتری بیش از آنکه از توان درونیشان برآید، از ضعف و تفرقه مخالفانشان تغذیه میکند. جمهوری اسلامی نیز بر همین مبنا دوام آورده است: نه به دلیل مشروعیت یا کارآمدی، بلکه به سبب پراکندگی و نزاع در میان مخالفانش.
اگر بهراستی خواهان آزادیایم، باید اصل را بر اشتراکات بگذاریم و اختلافات را به فردای دموکراتیک بسپاریم. تجربههای تاریخی نشان داده است که تأکید بیشازحد بر شکل نظام آینده، پیش از فروپاشی استبداد، نه تنها راهگشا نیست بلکه بهانهای برای تفرقه و فرسایش نیروهاست. آنچه امروز میتواند اپوزیسیون را همسو کند، توافق بر سر حداقلهاست:
دموکراسی بهعنوان سازوکار اداره کشور
آزادیهای فردی و سیاسی بهعنوان حق غیرقابلمسامحه شهروندان
جدایی دین از سیاست بهعنوان تضمینکننده برابری و بیطرفی حکومت
این سه اصل حداقلی، ستونهای همبستگیاند. هر گروه و جریان سیاسی که به آزادی ایران میاندیشد، میتواند و باید بر این پایهها توافق کند. باقی مباحث ـ اعم از شکل جمهوری یا مشروطه، نوع نظام اقتصادی یا سبک سیاست خارجی ـ را میتوان به انتخاب آزاد مردم در آیندهای دموکراتیک واگذاشت.
جامعه ایرانی سزاوار آن است که به حاکمانی دست یابد «که بسا بهتر از این باشند». اما این شایستگی تنها زمانی محقق میشود که نیروهای اپوزیسیون بلوغی تازه بیابند: بلوغِ ترجیح دادن آزادی امروز بر اختلافات فردا.
این یادداشت، دعوتی است به کنشگری متحد و همافزا. باید به جای فرسودن نیرو در جدلهای بیپایان، به میدان عمل مشترک آمد؛ به جای مرزبندیهای تنگنظرانه، بر کرامت انسان و حق آزادی پای فشرد؛ و به جای انتظار منفعلانه، اراده جمعی برای تغییر آفرید.
تنها در چنین مسیری است که ایران میتواند از بند توتالیتاریسم رها شود و خانهای گردد که در آن «هرکس سزاوار نانی و کرامتی انسانی باشد»؛ خانهای که آزادی، عدالت و همزیستی ستونهای اصلی آن باشند.